{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم فیک: عشق اجباری من

اسم فیک: عشق اجباری من
پارت: دوازدهم
جونگکوک: ولی باید یه چیزیو بدونی و یادت نره
مین جی: چی رو؟
جونگکوک: این ازدواج الکیه و واقعی نیست فقط بخاطر اینکه مردم پشت سرم نگن نذاشت زنش بره دانشگاه بهت کمک میکنم
مین جی:(چشم هاشو باز و بسته کرد از عصبانیت)
مین جی: من گفتم واقعیه؟؟؟
من گفتم کمکم کنی کمک
جونگکوک: منم گفتم باشه
مین جی: یه سوال ازت دارم
جونگکوک: بپرس
مین جی: من که دلیلم برای ازدواج با تو معلومه
تو دلیلت چیه چرا من؟ این همه دختر توی دنیا هست
جونگکوک: دلیلش به تو مربوط نمیشه
مین جی:چیشد؟ سوال بدی پرسیدم؟
جونگکوک: سوال پرسیدی جواب دادم
مین جی: مرسی بابت جواب خوب و درستت
جونگکوک: خواهش میکنم
(جونگکوک پاشد و میخواست از در بره بیرون دستگیره درو گرفت که ولش کرد و برگشت سمت مین جی)
جونگکوک: بازم تکرار می کنم (مکس)
این ازدواج واقعی نیست پس نیاز نیست وقتی منو میبینی بترسی یا استرس بگیری نمیفهمم واقعا
مین جی:(پاشدم و رفتم دقیقا روبه روش وایسادم)
مین جی: چیمیگی؟؟
اره من از خدامه با تو ازدواج کنم اره
اره بابا من این ازدواج رو جدی گرفتم
اخه کی هستی که ازت بترسم؟؟
یا وقتی ببینمت استرس بگیرم؟؟
(کل اینارو با صدای کمی بلند گفت)
جونگکوک: میترسی
مین جی: نمیترسم
جونگکوک:میترسی
مین جی: گفتم نمی ترسم
جونگکوک: باشه پس ببینیم
جونگکوک:
صورتمو به صورتش نزدیک کردم
و دقیقا توی چشماش نگاه کردم
استرس گرفت
تند تند نفس می کشید
دوباره همون احساس توی چشماش
اما، اینبار خواهش توی چشماش نبود
فقط
استرس، نگرانی، ترس
ترس جایگزین خواهش شده بود
چند ثانیه به هم خیره بودیم که یهو یه نفس بلند کشید و سرشو گرفت اونور نیشخند زدم و گفتم
جونگکوک:(نیشخند) حالا دیدی؟
مین جی:(سرش اونور و چشماش رو باز و بسته میکنه و تند تند نفس میکشه)
شرط: 17 لایک 22 کامنت 7 بازتشر
دیدگاه ها (۴)

اسم فیک: عشق اجباری من پارت: یازدهمجونگکوک: خیلی خیلی آروم ق...

🫧درسا🐚سوال پست: موهات صافه یا فر؟ لایک و فالو پیج من یادت ن...

اسم فیک: عشق اجباری من پارت: هشتممین جی: نخوام منتظر بمونم چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط