{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد داری که موسم پاییز

یاد داری که موسم پاییز
جانب باغ و بوستان رفتیم
دست در دست یکدگر باهم
از پی دیدن خزان رفتیم
پنجه های چنار زرد و نزار
زیر پای من و تو می شد خرد
باد پاییز های و هوی کنان
برگها را به هر طرف می برد
گلبن نسترن ز بی برگی
بیدسان پیش باد می لرزید
گه ز تاراج باغ می نالید
گه ز تشویش باد می لرزید
شاخه های صنوبر و شمشاد
بر سر خاک زر می افشاندند
برگها زیر پای ما نالان
قصه ای دردناک می خواندند
خسته و دلشکسته می گفتند
مرگ مطلوبتر ز تنهایی ست
پایفرسود پای دوست شدن
دوستان خوبتر ز تنهایی ست
دیدگاه ها (۱)

صنما بیا صنما بیا که به عهد بسته وفا کنم سر و جان و تن، دل و...

دلم بستهٔ مهر دلبند نیست ز دیدار دلبند خرسند نیست به مهر تو ...

آزاد آزادم ببین چون عشق درگیر من است دیگر گذشت آن دوره که تق...

همین که پیش هم باشیم،همین که فرصتی باشه همین که گاهی چشمامون...

آرزوی دیدارت را دارم.. پارت 45["ویو سلین"]و بعد از پنج سال.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط