{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من

من
قهوه
صندلی خالی
و بیقراری‌های مزمن

ناجی
تاج از سر زنی برداشت
که قصر انتظار را
مأوای شبانه‌هایش
کرده بود...
دیدگاه ها (۴)

به من آنقدر نگاه کن که انار بر شاخه ترک بردارد به من آنقدر ف...

این مطرب از کجاست که از نغمه‌های اوبر خانه‌ی خراب دلم سیل در...

وكاش هرگز ندانى كهبعد از تورو به جاده ی شمال که میرومنه عطرِ...

.   ســــ😊✋ــلامصبحتون شـاد و دلپذیر آرزومندم امروزدلهاتون ب...

خطوط قرمز و لمس‌های ممنوعه (۱)

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره های خونی 。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾...

جادویی به نام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط