{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ ‍ خانم «لارا فابین» عاشق پسری می شه اما متاسفانه یک دفع

‍ ‍ خانم «لارا فابین» عاشق پسری می شه اما متاسفانه یک دفعه این آقا پسر قید همه چیز رو می زنه و لارا رو ترک می کنه؛ به همین دلیل ایشون «لارا» چند سال افسردگی می گیره و دیگه آواز نمیخونه؛ به همین دلیل دکترش تو آسایشگاه به یکی از دوستاش می گه فقط یک راه برای نجات لارا وجود داره و اونم اینکه مستقیم ببریمش رو استیج.. ( لارا به زبان های فرانسوی, ایتالیای, انگلیسیی تسلط داشت) از این رو فراخوان میدن که برای سلامتی و بهبود حالش طرفدارهاش تو این کنسرت شرکت کنن و اگر ارکستر نواخت و لارا آواز نخوند، مردم این آهنگ معروف «دوست دارم» رو بخونن... بعد مستقیم از تو آسایشگاه لارا رو به روی صحنه می برن و این امر باعث می شه تا لارا بعد از این همه سال سکوت حرف بزنه و هم دوباره به دنیای هنر بر برگرده.. این قطعه یکی از احساسی ترین صحنه های موسیقی جهان هست.
دیدگاه ها (۳)

مـحـــــبــــوبـــم ســـلامالهی ....وقتی که تو با منی، هیچ غ...

میشود به خدای هم دست نزنیم؟ میشود سر به سر خدای یکدیگر نگذار...

سلام صبح بخیر و ایـــن خــــداونـــــدگار استکه وســـعتــش د...

چه زیباست که چون صبح، پیام ظفر آریم گل سرخ، گل ن...

****چو: «اشکالی نداره لارا.»یون‌کیونگ: «خب دیگه دخترا، زود ب...

مال من باش Part:19ـ فاک بهش...سوهو بلند شد ، پرونده رو برداش...

پارت سی‌وششم | پیدات کردم، نترس... جئون جونگ‌کوککوچه‌به‌کوچه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط