{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق اغیشته به خون

عشق اغیشته به خون )
پارت ۲۶۹

تهیونگ محکم تر غرید : مراقب صدات باش ...
میون‌شی بغض آلوده گربه کرد و تند گفت : ولم کن ..
جیمین قدمی آهسته سمت آن ها برداشت و با لحن آرامی گفت : ای چون مراقب باش .. ببین بیا حرف بزنیم
مرد عصبی خندید و با داد و مست حالت گفت : خفشو.. دهنتو ببند وگرنه نه بهش شلیک میکنم ..
مین جی کنار جیمین ایستاد و با لحن آرامی گفت : ببین بزار حرف بزنیم
ای چون با داد و مست مانند گفت : ساکت شو .. تو یکی دهنتو ببند - غمگین نگاهش کرد - چقد اون روز بهت گفتم بیا با هم باشیم ولی تو رفتی پیش اون روانی ...
مین جی اخم کرد تهیونگ ای که کم تر از ببر وحشی نشد داد زد : دهنتو ببند عوضیییی
ای چون حرصی خندید حول و گیج گفت : عوضی شمایین که همه چیو ازم گرفتین عشقم رو .. زندگیمو شرکتمو ..
در نهایت اشک ریخت و با صدا گریه داد زد : همش تقصیر شماست.. شما .. خانواده پارک و کیم ازتون بدم میاد.. اسلحه را محکم تر رویه شقیقه اش فشرد و داد زد : ساکتتتتت شما ها ساکتتت
در کسری از ثانیه بلند تر داد زد تهیونگ اخم کرد و با خشم داد زد. : مگه احمقی که بخاطر این آدم میکشی .... ای چون حرصی مانند خندید : عشقمو ازم گرفتی .. حالا هم زر نزن ..
انگشت اش را روی ماشه اسلحه گذاشت میون‌شی با ترس اشک ریخت و با چشم های دید تار گفت : لطفا نکن آینده خودتو خراب نکن .. در لحنش غمی بود که همه می‌شنیدن دخترک همانند آرام ادامه داد : از این خراب تر نکنش خواهش می‌کنم
جیمین قدم دیگری برداشت. و با. ترس گفت : لطفا ای چون .. نکن
مرد عصبی دستش شل شد و آروم به پایین نگاه مرد پر از غم .. مین جی با ترس گام برداشت جلو تر از جیمین.. ولی بخورد گلدون در سر ای چون همه را بیشتر شوکه کرد .. دخترک وقتی متوجه فرود آمدن مرد پشت سرش شد تند دوید سمت جیمین ..
جیمین محکم میون‌شی را بغل گرفت و نگاهش روی ای چون قفل شد ..مین جی با داد گفت : خوبی میون‌شی ؟
دخترم لرزاند در آغوش شوهرش گفت : آره..... تهیونگ مات و مبهوت به ای چون با سر خونین زل زد و نگاهش روی فردی گلدون در دست افتاد اون کس دیگری جز دختر عمو خودش نبود میون‌شی رد نگاه جیمین را دنبال کرد ..
تهیونگ: جونا .. چیکار کردی ..
جونا بغل آلود به اطراف نگاه کرد سپس شرمنده با حالت غمگین گفت : میون‌شی .. بازم معذرت میخواهم .. خیلی
مین جی دست به سینه ایستاد : دختره دیونه چرا نامزدت رو آدم نمیکنی
دیدگاه ها (۱)

جونا گلدون را روی زمین انداخت و تند گفت : ببخشید .. نامزدم ن...

جونا گلدون را روی زمین انداخت و تند گفت : ببخشید .. نامزدم ن...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۶۸مین جی همانند باوقار ایستاده بود ...

این یک عتراف بود .. یک عشقی که حدود یک سال ازش میشد .. یک سا...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۶۱میون‌شی : اما .. تهیونگ لبش روی ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط