گاهی یه اسم، یه عکس، یه آهنگ، می تونه پرتت کنه به ناشناخت
گاهی یه اسم، یه عکس، یه آهنگ، می تونه پرتت کنه به ناشناخته ترین جای ذهنت
جایی که حالا آرامگاه صدها "خاطره ی خاموش" شده...
خاطراتی که بدون هیاهو، یادآور روزای خاص زندگی هستن و برای بیدار شدن
فقط به یه تلنگر کوچیک احتیاج دارن
یه تلنگر کوچیک، که می تونه حاصلش حلقه زدن اشک توی چشم، یا افتادن لبخند روی لب باشه.
یه وقتا که اتفاقی این خاطره ها بیدار می شن، همون وقتا که عطرِ یه نفر رو برام تازه می کنن، همون وقتا که بغض قد می کشه و می خوام ازشون عبور کنم، یه حسی بهم میگه:
با خاطراتت مهربون باش اینا، تنها چیزایی هستن که برات باقی موندن..
با خاطراتت مهربون باش .....
جایی که حالا آرامگاه صدها "خاطره ی خاموش" شده...
خاطراتی که بدون هیاهو، یادآور روزای خاص زندگی هستن و برای بیدار شدن
فقط به یه تلنگر کوچیک احتیاج دارن
یه تلنگر کوچیک، که می تونه حاصلش حلقه زدن اشک توی چشم، یا افتادن لبخند روی لب باشه.
یه وقتا که اتفاقی این خاطره ها بیدار می شن، همون وقتا که عطرِ یه نفر رو برام تازه می کنن، همون وقتا که بغض قد می کشه و می خوام ازشون عبور کنم، یه حسی بهم میگه:
با خاطراتت مهربون باش اینا، تنها چیزایی هستن که برات باقی موندن..
با خاطراتت مهربون باش .....
- ۶.۶k
- ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط