{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تلفن را بگذار

تلفن را بگذار
و از پنجره
به کابل های خمیده ی ارتباط نگاه کن
که هرکدام
یک تنهایی را
به تنهایی دیگری مربوط کرده اند...

‌‎‎‌‌‌‎‌‌‌‎‎‌‌‌‎‌‌‌‌💟
دیدگاه ها (۲)

دلم میخواهد تو رامثل هوانفس بکشم که مثل خوڹدر رگهایم جریاڹ د...

دلمبرای کسی تنگ شده استکه هیچکسجای خالیش را برایم پر نمیکندو...

ز تمام بودنی هاتو همین از آنِ من باشکه به غیر با تو بودندلم ...

« من »آرام دوستت خواهم داشتطوری که خودت هم از این« عشق »بویی...

نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برایت می‌نویسم:در عصر های ...

دلت که گرفت پنجره ی دلت را باز کنبگذار هوایش عوضش شوددستش ر...

غروب که شد ،هرجای این شهر آهنی بودی خودت را به خانه ام برسان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط