طفلی حسن که شاهد رازی مگو شده
طفلی حسن که شاهد رازی مگو شده
رازی که باعث غم و بغض گلو شده
زانو بغل گرفته و خون گریه میکند
از بعد ماجرای فدک زیر و رو شده
در خانه مینشیند و بیرون نمیزند
در کوچه با چه حادثه ای روبرو شده
آتشفشان غیرت او شعله میکشد
شاید کسی مزاحم ناموس او شده
حس میکند که باز زمین خورده مادرش
میدید چادرش دو سه جایش رفو شده
رازی که باعث غم و بغض گلو شده
زانو بغل گرفته و خون گریه میکند
از بعد ماجرای فدک زیر و رو شده
در خانه مینشیند و بیرون نمیزند
در کوچه با چه حادثه ای روبرو شده
آتشفشان غیرت او شعله میکشد
شاید کسی مزاحم ناموس او شده
حس میکند که باز زمین خورده مادرش
میدید چادرش دو سه جایش رفو شده
- ۱.۰k
- ۲۹ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط