{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همانی بودم که میگفتی دنیایت را برایم میدهی

همانی بودم که میگفتی دنیایت را برایم میدهی


نمیدانستم دنیایت را میدهی


تا به دنیایت برسی


و حالا من مانده ام و یک دنیا خاطره ......
دیدگاه ها (۱)

ﻧﻤﯿﺩﺍﻧم ﭼﺸﻤﺎﻧت ﺑﺎ ﻣﻦ چه ﻣﯿﮑﻨﺪ . . .فقط وقتی که . . .نگاهم می...

تــــــــو رفــتـــه ای .... و مـــــنعـاشـقـانـه هـای بـی ...

خداونداشعور من از درک حکمت و قضا قدرت عاجز است معجزه ات را ب...

ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺑﻪ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺣﺴﻮﺩﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﺸﺘﺎﻕ ﻭ ﺗﺸﻨﻪ ﺗﻮﺑﻪ ﺩﺳﺘﺎﻥ ...

📆 خاطره از زمان شاه: من تا ۱۲ سالگی حتی نمیدانستم پنیر چیست!...

عاشقانه های شبنم

سال ها بعد رفتنت...هربار که از پنجره ب کوچه نگاه میکنم.برایم...

تو همـانی که به درد دل من درمانیتو همانی که مرا عین خودت می‌...

یه وسیله برقی ، بروشور داره ... طبقش پیش نَری ، سوخته ... حا...

🎥 خاطره از زمان شاه: من تا ۱۲ سالگی حتی نمیدانستم پنیر چیست!...

«دنیا خیلی بی‌رحمه بابا… آدم‌ها برای رفتن آماده می‌شن، اما م...

من تا ۱۲ سالگی حتی نمیدانستم پنیر چیست

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط