« زن »
« زن »
پاهایم را
نبستهام به حیاط خلوت شبهایم
مهرخورده عبوس؛
و بماند اینکه
بالم را قیچی کرده...نکرده!!
به جهنم که زنم
لجکردهام هر روز سیگارم را
پشت دستم خاموش کنم
و جای شالگردن طناب ببافم؛
آنطور که میچرخی دور خودت
بچرخم دور خودم؛
لجکردهام راه نه بدوم توی خیابان
-روی دست-
تمام چاههای دنیا را که بگردید
عمیقتر از من نیست...
╯
پاهایم را
نبستهام به حیاط خلوت شبهایم
مهرخورده عبوس؛
و بماند اینکه
بالم را قیچی کرده...نکرده!!
به جهنم که زنم
لجکردهام هر روز سیگارم را
پشت دستم خاموش کنم
و جای شالگردن طناب ببافم؛
آنطور که میچرخی دور خودت
بچرخم دور خودم؛
لجکردهام راه نه بدوم توی خیابان
-روی دست-
تمام چاههای دنیا را که بگردید
عمیقتر از من نیست...
╯
- ۳۰۱
- ۰۳ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط