{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

« زن »  

« زن »  
پاهایم را
نبسته‌ام به حیاط خلوت شب‌هایم
مهرخورده عبوس؛
و بماند این‌که
بالم را قیچی کرده...نکرده!!
 
به جهنم که زنم
 
لج‌کرده‌ام هر روز سیگارم را
پشت دستم خاموش کنم
و جای شال‌گردن طناب ببافم؛


آن‌طور که می‌چرخی دور خودت
بچرخم دور خودم؛
لج‌کرده‌ام راه نه بدوم توی خیابان
-روی دست-  
تمام چاه‌های دنیا را که بگردید
عمیق‌تر از من نیست...



دیدگاه ها (۱)

مادرم از اهالی اندوه ، پدرم از حوالی درد است مادرم فکر میکند...

از #بارانبوی نمش می مانداز تو#خاطره هایت ...

یک لحظه دیدن رخ جانانم آرزوستیکدم وصال آن مه خوبانم آرزوستدر...

کاش آدم ناراحت شه، دلش بگیره، گریه کنه،زجه بزنه... ولی نرسه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط