{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادرم از اهالی اندوه ، پدرم از حوالی درد است مادرم فکر می

مادرم از اهالی اندوه ، پدرم از حوالی درد است مادرم فکر میکند زن نیست ، پدرم فکر میکند مرد است * چشمهایم به مادرم رفته ، همه جا را سیاه می بیند صورتم کاردستی پدر است ، من چرا رنگ صورتم زرد است * مادرم بارها مرا عق زد ، توی یک سطل آشغال کثیف پدر عاشقم نمی دانست ، پدرم را خودش در آورده ست * درد در مهره مهره ی کمرم ـ تختخواب قراضه ی پدرم - که مرا باخت قبل آمدنم ، روی تختی که تخته ی نرد است * من نمی خواستم بزرگ شوم ، که گرفتار چند گرگ شوم مرد بودن چه دردهایی داشت ، مرد بودن چقدر نامرد است * امر کردند بندگی بکنیم ، صبح تا شب دوندگی بکنیم یادمان رفت زندگی بکنیم ، زندگی هم مرا رها کرده ست * فکرکردم خودی نشان دادم ، حس و حالی به دیگران دادم دست و پای مرا تکان میداد دستهایی که پشت آن پرده ست * رفته بودم به ایستگاه قطار ، گله ای از گوزن ها در من رام و بی اختیار برگشتم ، دشنه ای خیس خون خود در دست * بازکن کوچه سرد و تاریک است, من برایت چراغ آوردم بازکن کوچه جای امنی نیست ، پر سگ توله های ولگرد است * باز شد در ، به خانه برگشتم ، نعش گندیده ای به من میگفت در تابوت را ببند رفیق، آه بیرون هوا عجب سرد است ..




╯
دیدگاه ها (۲)

★彡   Part 3 彡★ ذهنم به گذشته برگشت. زمانی که فقط ۴ سالم بود ...

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

پدرم نیست ...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

عشق زار آلود(Mysterious Love)part:۲ات گوشی رو برداشت و پیام ...

پُشتِ مَرز دوست داشتنپارت پنجمویو کوک :صبح، هنوز هوا کاملاً ...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط