{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۴
عوض شدی یا عوضی
"زمان گذشته یک ماه بعد از جشن فارغ التحصیلی "
ویو رزا
همه چی بعد از اون شب رابطه مون اتفاق افتاد ؛دانشگاه شروع شد و کوک هم روز به روز شروع به تغییر کرد
اولا دیگه بهم زنگ نمیزد یا تو دانشگاه ازم دوری میکرد، سرد شده بود و یک روز بهم گفت( کوک: دیگه سمتم نیا تو دانشگاه ) بعدش جواب تماس هام رو نداد بعد جواب پیام هام رو نداد
همه چی تا همین جا بازم خوب بود اما بعد از اون بدتر شد چون هر غذایی رو نمی تونستم بخورم پس رفتم دکتر...
(دکتر: تبریک میگم شما الان یک نی نی کوچولو دارین )
اول می خواستم سقطش کنم ولی پشیمون شدم من نمی تونستم جون یک موجود زنده که از وجود خودم و عزیزترین کسم بود رو بگیرم
پس تصمیم گرفتم به کوک قضیه رو بگم و سوپرایزش کنم ؛و برای همین به کوک گفتم امشب من میرم خونه جولیا و نیستم؛ ولی با کمک جولیا ،جک و دوستای صمیمی کوک ،خونه اش رو تزئین کردیم
رزا :پس کیک کجاست (استرس)
جولیا :کمتر استرس داشته باش تهیونگ رفت بگیر
تهیونگ: سلام من امدم
جولیا :دیدی امد دیگه همه چی کامل استرس نداشته باش برای خودت و بچه خوب نیست( لبخند)
رزا :اگه کوک خوشش نیومد چی( استرس)
جولیا :مهم اینه که تو تمام تلاشت رو کردی( لبخند)
ویو راوی
ساعت ها همین جوری می گذشت ولی از پسرک خبری نشد و الان ساعت ۱۲ شب شد ه بود و صدای چرخش کلید داخل قفل در خونه به گوش رسید
....ادامه.....
دیدگاه ها (۲)

پارت ۳ عوض شدی یا عوضی "فلش بک به شب فارغ‌التحصیلی "ویو رزا ...

پارت ۲ عوض شدی یا عوضی (پایان فلش بک گذشته ویو حال)ویو راوی ...

نیمه ی من

P¹زمان همه چیز را تغییر می‌دهد ویو ا/ت از خواب بیدار شدم بدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط