اگر بدانم، این آخرین بار است که میبینمت
اگر بدانم، این آخرین بار است که میبینمت
دستت را میگیرم، و به چشمانت زل میزنم
و یکبار، تنها یکبار میگویم:
«دوستت دارم!»
اما طوری بیانش میکنم، که لبخندِ محکمی بزنی
یکبار، تنها یکبار به دور از قانون و عرف
در آغوش میگیرمت
تا تمام دلت از عشق آرام بگیرد
اگر بدانم، این آخرین بار است که میبینمت
تمام دنیا را برایت به عشق میکشانم
تمام شعرها، بارانها را برایت نذر میکنم
من اگر بدانم این بار آخر زندگانیست
تو را، طور دیگری دوست خواهم داشت
اما؛ افسوس که هیچکس، نمیداند
هر روز بار آخریست که میبینمت!
دستت را میگیرم، و به چشمانت زل میزنم
و یکبار، تنها یکبار میگویم:
«دوستت دارم!»
اما طوری بیانش میکنم، که لبخندِ محکمی بزنی
یکبار، تنها یکبار به دور از قانون و عرف
در آغوش میگیرمت
تا تمام دلت از عشق آرام بگیرد
اگر بدانم، این آخرین بار است که میبینمت
تمام دنیا را برایت به عشق میکشانم
تمام شعرها، بارانها را برایت نذر میکنم
من اگر بدانم این بار آخر زندگانیست
تو را، طور دیگری دوست خواهم داشت
اما؛ افسوس که هیچکس، نمیداند
هر روز بار آخریست که میبینمت!
- ۴۷۸
- ۱۸ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط