عاشقم , اهل همین کوچه بن بست کناری ,, که تو از پنجره اش
عاشقم , اهل همین کوچه بن بست کناری ,, که تو از پنجره اش پای به قلب من دیوانه نهادی ,, تو کجا ? کوچه کجا ? پنجره ی باز کجا ? من کجا ? عشق کجا ? طاقت آغاز کجا ? تو به لبخندو نگاهی ,, من دلداده به آهی ,, بنشستیم , تو درقلب و من خسته به چاهی ,,, گنه از کیست ? از آن پنجره ی باز ? از آن لحظه ی آغاز ? از آن چشم گنه کار ? از آن لحظه ی دیدار ? کاش میشد گنه پنجره و لحظه و چشمت , همه بر دوش بگیرم ,,, جای آن یک شب مهتاب ,, تو را سخت در آغوش بگیرم ,,,,,,
- ۴.۷k
- ۲۱ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط