ᏢᎪᏒᏆ 8
ᏢᎪᏒᏆ 8
-خدافظ بیبی گرلم
+💋
ویو داهی
مامانم که گذاشت رفت،بابام هم رفت،داداشمم باهاشون رفت من موندم تنها؛ولی تهیونگ بهم اعتراف کرد الان اون هست که ازم مراقبت کنه ولی باید بکشمش بیرون هرجور که شده!رفتم خونه دوش گرفتم.روتین پوستی رفتم که چند دقیقه بعد رامین زنگ زد
+الو
رامین:سلام!
+سلام
رامین:داهی جینو دعوتمون کرده بریم بارش
+مگه جینو بار داره؟
رامین:اره مال باباش بوده.باباش داده به جینو.
+اها اخه من داداشم همین امروز مرده!
رامین:خب خوبه که،حال و هوات عوض میشه.
+باشه
رامین:نمیخواد هم ماشین بیاری جینو میاد دنبالمون
+اوکیه خدافظ.
رامین:میبینمت خدافظ.
خوب شد حموم رفته بودم!یکی از لباس های نسبتا بازم رو برداشتم و تنش کردم خیلی خوشگل بود تو تن.یه ارایش لایت انجام دادم که از بیرون صدای بوق ماشین شنیدم خداروشکر رژ لبم خراب نشد؛وگرنه تیکه پاره میکردم طرفُ.سرمو از پنجره دادم بیرون دیدم رامین و جینو بوق زده بودن یه پسر دیکه هم همراهشون بود فک کنم رفیق جینو سَم بود
-خدافظ بیبی گرلم
+💋
ویو داهی
مامانم که گذاشت رفت،بابام هم رفت،داداشمم باهاشون رفت من موندم تنها؛ولی تهیونگ بهم اعتراف کرد الان اون هست که ازم مراقبت کنه ولی باید بکشمش بیرون هرجور که شده!رفتم خونه دوش گرفتم.روتین پوستی رفتم که چند دقیقه بعد رامین زنگ زد
+الو
رامین:سلام!
+سلام
رامین:داهی جینو دعوتمون کرده بریم بارش
+مگه جینو بار داره؟
رامین:اره مال باباش بوده.باباش داده به جینو.
+اها اخه من داداشم همین امروز مرده!
رامین:خب خوبه که،حال و هوات عوض میشه.
+باشه
رامین:نمیخواد هم ماشین بیاری جینو میاد دنبالمون
+اوکیه خدافظ.
رامین:میبینمت خدافظ.
خوب شد حموم رفته بودم!یکی از لباس های نسبتا بازم رو برداشتم و تنش کردم خیلی خوشگل بود تو تن.یه ارایش لایت انجام دادم که از بیرون صدای بوق ماشین شنیدم خداروشکر رژ لبم خراب نشد؛وگرنه تیکه پاره میکردم طرفُ.سرمو از پنجره دادم بیرون دیدم رامین و جینو بوق زده بودن یه پسر دیکه هم همراهشون بود فک کنم رفیق جینو سَم بود
- ۱.۳k
- ۲۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط