{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ریو آقایون داداشا

َریو : آقایون داداشا
خانوما آبجیام جمع کنید بریم

هیموری: پس پیش به سوی همایش و فراتر از آن

کوکو : فراتر ازش میشه کجا؟

هیموری : نمیدونم

زیکا : ولی من هنوز با بخش مشاور شدن ریو نمی تونم کنار بیام

ریو : با چیش نمیتونی کنار بیای؟

زیکا : ببین من تو طول زندگیم یه بار نه ازت مشاوره گرفتم نه درد و دل کردم

ریو : نه ببین این دلیل نمیشه که ت.....

ریو هنوز حرفش تموم نشده بود که ریندو که سرش تو موبایل بود پارازیت انداخت و گفت : حاجی چهار روز دیگه ولنتاینه

زیکا که یقه ی ریو رو ول میکنه و حق به جانب میشه و میگه : دِ آخه ریندو
قربونت بشم من
فدات بشم من
کی اینجا از سینگلی در اومده که ولنتاین براش مهم باشه
تو و داداشت که هیچی
دور اون زلف صورتی هم خط بزن
کاکو هم که هیچی
ریو هم اگه میخواست زن بگیره خیلی وقت پیش گرفته بود
هیموری هم که هیچی از این چیزا سرش نمیشه
کوکو هم ته تهش بره سر قبر آکانه گل بزاره

ران : قانع کننده بود

ریو : خب مایکی هم اومد گورمونو گم‌ کنیم بریم


اندرون لیموزین

ریندو : خب آقای هاجیمه
آدرس کجاست ؟

کوکو : همایش مافیای سرخ
رئیسش هم میازوکه

و حضار باهم زر زر چیز.. میحرفیدند که رسیدن همایش

( خب خوانندگان عزیز رسیدیم به یکی از حساس ترین سکانس های فصل اول )

و بونتن وارد عمارت مافیای سرخ میشن
هیموری به زیکا نگاه میکنه و آروم در گوش هایتانی ها و سانزو میگه : ببینید
وقتی زیکا با این حالت عنیبیه و مردمک و ميزان پوکر فیس بودن ی
دیدگاه ها (۰)

ریو : .......زیکا : کاکو حرف گوش میدهبچه آرومیهرو مخش نمیریا...

| ازتو تا ابدیت | فصل اول ~بخش دوم ~ چپتر ششم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط