{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هه

هه . .
بازم شب شد انگشتانم بجای نوازش و لمس تن تو روی این گوشیه لعنتی میرقصند چشمانی ک باید ب تماشای هنر نقاشیه خدا که خلاصه در اندامت بود مینشستند دلخوش به چندین لایک شده و شب زنده داریم باید به عشق بازی با تو میگذشت وگرم میشد نه با این دنیای سرده مجازی که اوج همدریش چند اخی و قشنگ بود و عالیو...
دیدگاه ها (۱۳)

دلتنگت که میشوم اخلاقم بد میشود...همه از دستم شاکی میشوند......

این دلنوشته هارا باید گذاشت در ِ کوزهو آبشان را خوردوقتی...ع...

برتــَل خاکی نشسته بودم ؛که خدا آمد و کنارم نشست !گفت : مگر ...

"به‌ روی چشم ملکه!"P²چشمانش بسته شد و به آغوش خواب ابدی کشید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط