{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناراحتم از چشم و ابرویت

ناراحتم از چشم و ابرویت
از ارتباط باد با مویت
از سینه ریزت از النگویت
ناراحتم! از من چه می‌خواهند؟!…

حسادت های شاعرانه هم زیباست
دیدگاه ها (۲)

نزارقبانی بعد از همسرش یه‌جا در خطابش میگه:-يا عطرًا بذاكرتي...

گفتمش خورشید سر زد ماه من بیدار شوگفت تا من برنخیزم کی براید...

چای‌ات را بنوششعر بگورو به روی پنجره بایستو به بارانی که می ...

انسان بیشتر از پول به اعتبار نیاز دارد . . .

ترجیح می‌دهم دیگر با آدم‌هایی در ارتباط باشمکه ته‌مانده‌ی ام...

وقتی شب دهان باز می‌کند تا زمزمه کند، صدایش دیگر نجوای باد ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط