{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

➖⃟👅•• #𝗣𝗮𝗿𝘁_1

➖⃟👅•• #𝗣𝗮𝗿𝘁_1
ناجے من🫠:)
● •• •• •• •• •• •• •• •• •• ●

_پاشــــو ذلیل مــرده

با داد مامان چنان پریدم هوا ک پام گیر کرد به پتو از تخت سقوط کردم

+آییی کمرممم

_اره تا دم ظهر میخابی این نشه چی بشه حقته پاشو بینم

نگاهی به ساعت انداختم 10رو نشون میداد

+وایی اخه مادر من کجا دم ظهره

_پاشو میگممم
بعدشم این طویله تو جمع کن
وگرنه حسابت با کرم الکاتبینه

چنان سیخ نشستم مهره ها کمرم جا به جا شد

اوو الان به دمپایی ابریش تهدیدم کرد
خب هانا پاشوو

سریع پاشدم با شتاب خودمو انداختم ت سرویس
کارا مربوطه رو کردم و اومدم بیرون

امروز با بچها قرار داشتیم کافه

سر و وضعمو مرتب کردم رفتم پایین

با دیدن جیمین و بابا سوتی زدم
که پس گردنی خوردم

+اخخخ گردنممم

_صد بار گفتم سوت نزن مگه لاتی تو

صدا جیمین بلند شد

_ای ننه این کلن شبی اون مش رجب بقال سر کوچمون

بعدم هار هار زد زیر خنده

بخند بخند دارم برات پفیوز...

ادامه دارد •• •• •• •• •• •• •• •• ••
دیدگاه ها (۰)

➖⃟👅•• #𝗣𝗮𝗿𝘁_2ناجے من🫠:)● •• •• •• •• •• •• •• •• •• ●با صدای...

شروع رمان پر طرفدار: ناجے من🥵🔥ژانر: #عاشقانه هیجانی #مافیایی...

سلام بچه ها من یک پیج داشتم که با همین پروفایل بود ولی مشکلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط