چیفویوباجی
چیفویو×باجی 🐈🐈⬛
🌸。・゚Scenario Sky ゚・。🌸
✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡
باران توکیو شدید شده بود و چیفویو و باجی باهم پشت موتور بودن از جلسه ی تومان برمیگشتند، خونه ی باجی نزدیک تر بود ،
رسیدن خونه لباسای چیفویو خیس بود و باعث شده بود لباس های سفید اش به بدنش بچسبد و آن را نمایان کند ، و باجی دید و سعی کرد نگاه نکند اما کم کم وسوسه شد .
رفت جلو و بدن چیفویو رو به دیوار چسبوند
باجی: نگفته بودی انقد سفید مفیدی گربه
چیفویو از شدت خجالت سرخ شد اما میشد گفت کل عمرش منتظر همچین صحنه ای بوده پس دستاش و دور گردن باجی حلقه کرد ، باجی از خدا خواسته پاهای چیفویو و بلند کرد و پیچید دور کمر اش و با دندون نیش های گربه ای گردن چیفو رو گاز گرفت چوفویو هم موهای بلند باجی رو زد کنار و از خجالت سر اش و توی گودی گردن باجی فرو کرد و فقط تونست از حس قلقلک آمیز زبان باجی ناله کند .
باجی زیپ شلوار چیفویو رو باز کرد و آروم برجک خودشو مالید به برجک چیفویو و بله دو دقیقه نشد که چیفویو یا آهی لرزان از در بغل باجی شل شد و تا صبح دوتایی رو کاناپه خوابیدن و پک جی همون گربه ی چیفویو هم اومد بغلشون 🐈⬛
تا صبح رو کاناپه نرم و زیر پتوی پشمالو برهنه در آغوش هم خوابیدند
✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡
S C E N A R I O S K Y
#وانشات
#Bonten
#توکیو_روینجرز
🌸。・゚Scenario Sky ゚・。🌸
✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡
باران توکیو شدید شده بود و چیفویو و باجی باهم پشت موتور بودن از جلسه ی تومان برمیگشتند، خونه ی باجی نزدیک تر بود ،
رسیدن خونه لباسای چیفویو خیس بود و باعث شده بود لباس های سفید اش به بدنش بچسبد و آن را نمایان کند ، و باجی دید و سعی کرد نگاه نکند اما کم کم وسوسه شد .
رفت جلو و بدن چیفویو رو به دیوار چسبوند
باجی: نگفته بودی انقد سفید مفیدی گربه
چیفویو از شدت خجالت سرخ شد اما میشد گفت کل عمرش منتظر همچین صحنه ای بوده پس دستاش و دور گردن باجی حلقه کرد ، باجی از خدا خواسته پاهای چیفویو و بلند کرد و پیچید دور کمر اش و با دندون نیش های گربه ای گردن چیفو رو گاز گرفت چوفویو هم موهای بلند باجی رو زد کنار و از خجالت سر اش و توی گودی گردن باجی فرو کرد و فقط تونست از حس قلقلک آمیز زبان باجی ناله کند .
باجی زیپ شلوار چیفویو رو باز کرد و آروم برجک خودشو مالید به برجک چیفویو و بله دو دقیقه نشد که چیفویو یا آهی لرزان از در بغل باجی شل شد و تا صبح دوتایی رو کاناپه خوابیدن و پک جی همون گربه ی چیفویو هم اومد بغلشون 🐈⬛
تا صبح رو کاناپه نرم و زیر پتوی پشمالو برهنه در آغوش هم خوابیدند
✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡ ✧・゚: ♡
S C E N A R I O S K Y
#وانشات
#Bonten
#توکیو_روینجرز
- ۶.۴k
- ۰۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط