Part
Part ⁵¹
لیلا:الو کان ، این صدای چیه؟
کان:چیزی نیست عشقم دارم غذا درست میکنم
لیلا:این وقت شب ؟
کان:اره ، یهو گشنم شد ، اخخخخ
لیلا:کان چی شد ؟
کان:دستم سوخت
لیلا: مواظب باش من قطع میکنم بعداً زنگ میزنم تو غذاتو درست کن بای
کان: باشه عزیزم بای
شنگول: اولجان .... اولجاننن ..... اولجانننن پسرم بلند شو
اولجان:اههه ، چیه مامان ؟چی میگی ؟
شنگول: اولجان با من درست حرف بزن دمپایی میاد تو سرتا
اولجان: اوفففف ، بله مامان، جانم چیکار کنم؟
شنگول: هیچی مار زرد زنگ زد با تو کار داشت
اولجان:چرا به گوشی خودم زنگ نزد؟
شنگول:چون گوشیت خاموشه
اولجان: مامان جون مار زرد چیه ؟ آدم به عروسش میگه مار زرد
شنگول:مرده شور عروسمو ببرن ، عروس منه هر جور دوست داشته باشم صداش میکنم به تو چه
اولجان: باشه مامان جون من برم ببینم واندرفولم چیکارم داره
شنگول:برو گمشو پیش همون واندرفولت گمشو نبینمت
دمپایی رو میزنه توی کمر اولجان
اولجان:اخخخ
اولجان: سلام واندرفولم با من کار داشتی؟
واندرفولش:اره میخواستم بگم ساعت ۴ میخوایم بریم آرایشگاه بیای دنبالم
اولجان: باشه عشقم میام
ساعت ۴:۳۰
هاریکا: سلام دخترا
ایبیکه:اوفففف ، هاریکا میدونی ساعت چنده؟
هاریکا: چیکار کنم خب به داداشت بگو ، هیچوقت سر وقت نمیرسه
سوسن:خب دیگه هاریکا هم اومد بریم
تولگا: کجا موندی پسر؟ دیر شد
اولجان:هاریکا رو رسوندم آرایشگاه
برک: خب بریم دیگه
آرایشگر:خب آقا دوماد موهاتونو چه مدلی بزنم
اولجان:خروسی
تولگا: اولجان خفه شو
از روی میز یه چیزی رو پرت کرد سمت اولجان
اولجان:چته پسر مثلاً عروسیته ها ، ریلکس باش رفیق
تولگا:عمر دهن پسر عموتو ببند تا کاری نکنه روز عروسیم بیافتم زندان
لیلا:الو کان ، این صدای چیه؟
کان:چیزی نیست عشقم دارم غذا درست میکنم
لیلا:این وقت شب ؟
کان:اره ، یهو گشنم شد ، اخخخخ
لیلا:کان چی شد ؟
کان:دستم سوخت
لیلا: مواظب باش من قطع میکنم بعداً زنگ میزنم تو غذاتو درست کن بای
کان: باشه عزیزم بای
شنگول: اولجان .... اولجاننن ..... اولجانننن پسرم بلند شو
اولجان:اههه ، چیه مامان ؟چی میگی ؟
شنگول: اولجان با من درست حرف بزن دمپایی میاد تو سرتا
اولجان: اوفففف ، بله مامان، جانم چیکار کنم؟
شنگول: هیچی مار زرد زنگ زد با تو کار داشت
اولجان:چرا به گوشی خودم زنگ نزد؟
شنگول:چون گوشیت خاموشه
اولجان: مامان جون مار زرد چیه ؟ آدم به عروسش میگه مار زرد
شنگول:مرده شور عروسمو ببرن ، عروس منه هر جور دوست داشته باشم صداش میکنم به تو چه
اولجان: باشه مامان جون من برم ببینم واندرفولم چیکارم داره
شنگول:برو گمشو پیش همون واندرفولت گمشو نبینمت
دمپایی رو میزنه توی کمر اولجان
اولجان:اخخخ
اولجان: سلام واندرفولم با من کار داشتی؟
واندرفولش:اره میخواستم بگم ساعت ۴ میخوایم بریم آرایشگاه بیای دنبالم
اولجان: باشه عشقم میام
ساعت ۴:۳۰
هاریکا: سلام دخترا
ایبیکه:اوفففف ، هاریکا میدونی ساعت چنده؟
هاریکا: چیکار کنم خب به داداشت بگو ، هیچوقت سر وقت نمیرسه
سوسن:خب دیگه هاریکا هم اومد بریم
تولگا: کجا موندی پسر؟ دیر شد
اولجان:هاریکا رو رسوندم آرایشگاه
برک: خب بریم دیگه
آرایشگر:خب آقا دوماد موهاتونو چه مدلی بزنم
اولجان:خروسی
تولگا: اولجان خفه شو
از روی میز یه چیزی رو پرت کرد سمت اولجان
اولجان:چته پسر مثلاً عروسیته ها ، ریلکس باش رفیق
تولگا:عمر دهن پسر عموتو ببند تا کاری نکنه روز عروسیم بیافتم زندان
- ۳.۰k
- ۳۰ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط