Part
Part ⁵⁰
شب
برک: عشقم این دیگه چه لباسیه ؟
ایبیکه:چیه؟ مگه چشه؟🤨
برک:خیلی بازه
ایبیکه:نه نیست
برک:اگه تو این لباسو بپوشی منم اون پیراهنی که قایمش کردی رو میپوشم
ایبیکه:تو اونو بپوش ببین جرت میدم یا نه
برک:پس تو هم اینو نباید بپوشی
ایبیکه:اما برک
برک: باشه اگه میخوای منم اونو میپوشم
ایبیکه: اوفففف باشه اهههه
برک:خب بریم بخوابیم
ایبیکه:باشه
ایبیکه از برک دور میشه
برک: عشقم چته؟برای یه لباس قهر کردی؟
ایبیکه:اره ، خیلی دوسش داشتم
برک: امکان نداره بزارم اونو بپوشی،عشقم قهر نکن دیگه بیا
ایبیکه پتو شو برمیداره که بره روی مبل بخوابه
برک: عشقم واقعا قهر کردی ؟
ایبیکه:اره
برک: باشه تو بیا روی تخت من میرم روی مبل
ایبیکه: باشه
دو ساعت بعد
ایبیکه خوابش نمیبره میره ببینه برک خوابیده یا نه میبینه برک خوابیده میره پتو رو میکشه روش ، میخواد بلند شه که برک دستشو میکشه و ایبیکه میفته بغل برک
ایبیکه: چیکار میکنی ؟تو مگه خواب نبودی ؟
برک: فک کردی من بدون تو خوابم میبره ؟ حالا که آشتی کردی منم بیام کنارت روی تخت
ایبیکه:کی گفته آشتی کردم؟
برک: عشقم تو هم بدون من خوابت نمیبره بیام دیگه
ایبیکه یکم فکر میکنه بعد
ایبیکه: باشه بیا
برک :اومدم عشقم میدونستم تو هم دلت نمیاد تنها بخوابی
آسیه: دوروک میخوای برای فردا شب اینو بپوشی ؟
دوروک: آره عشقم مگه چشه؟
آسیه:یقش بازه
دوروک:اووووو آسیه خانم پس حسودی کردی؟😏
آسیه: اگه تو بخوای اینو بپوشی منم اینو میپوشم دیگه خود دانی
دوروک: اصلا نمیزارم اینو بپوشی باشه منم اینو نمی پوشم بدرک
آسیه:خب بریم بخوابیم من خوابم میاد
دوروک: باشه عشقم بریم
(کسانی که هنوز ازدواج نکردن با هم زندگی نمیکنن)
تولگا داد میزنه
لیلا هم میترسه جیغ می زنه
لیلا:وای چی شده ؟
تولگا:این چه سر و ریختیه دختر؟
لیلا:اها اینو میگی ، وای داداش سکته کردم گفتم چی شده ، این ماسک صورته دیگه
تولگا:وای دختر فکر کردم جنی چیزیه
لیلا:وا داداش الان اگه جمیله بود که میشد خوشگل ترین دختر دنیا ولی به من اینطور میگی
تولگا:چون جمیله توی هر حالتی خوشگله نه مثل تو
لیلا:😐
گوشی تولگا زنگ میخوره
تولگا:الو عشقم
جمیله: مزاحم که نشدم
تولگا:نه چه مزاحمی تو مراحمی عزیزم
لیلا:😒 بدرک بزار منم زنگ بزنم به عشقم
شب
برک: عشقم این دیگه چه لباسیه ؟
ایبیکه:چیه؟ مگه چشه؟🤨
برک:خیلی بازه
ایبیکه:نه نیست
برک:اگه تو این لباسو بپوشی منم اون پیراهنی که قایمش کردی رو میپوشم
ایبیکه:تو اونو بپوش ببین جرت میدم یا نه
برک:پس تو هم اینو نباید بپوشی
ایبیکه:اما برک
برک: باشه اگه میخوای منم اونو میپوشم
ایبیکه: اوفففف باشه اهههه
برک:خب بریم بخوابیم
ایبیکه:باشه
ایبیکه از برک دور میشه
برک: عشقم چته؟برای یه لباس قهر کردی؟
ایبیکه:اره ، خیلی دوسش داشتم
برک: امکان نداره بزارم اونو بپوشی،عشقم قهر نکن دیگه بیا
ایبیکه پتو شو برمیداره که بره روی مبل بخوابه
برک: عشقم واقعا قهر کردی ؟
ایبیکه:اره
برک: باشه تو بیا روی تخت من میرم روی مبل
ایبیکه: باشه
دو ساعت بعد
ایبیکه خوابش نمیبره میره ببینه برک خوابیده یا نه میبینه برک خوابیده میره پتو رو میکشه روش ، میخواد بلند شه که برک دستشو میکشه و ایبیکه میفته بغل برک
ایبیکه: چیکار میکنی ؟تو مگه خواب نبودی ؟
برک: فک کردی من بدون تو خوابم میبره ؟ حالا که آشتی کردی منم بیام کنارت روی تخت
ایبیکه:کی گفته آشتی کردم؟
برک: عشقم تو هم بدون من خوابت نمیبره بیام دیگه
ایبیکه یکم فکر میکنه بعد
ایبیکه: باشه بیا
برک :اومدم عشقم میدونستم تو هم دلت نمیاد تنها بخوابی
آسیه: دوروک میخوای برای فردا شب اینو بپوشی ؟
دوروک: آره عشقم مگه چشه؟
آسیه:یقش بازه
دوروک:اووووو آسیه خانم پس حسودی کردی؟😏
آسیه: اگه تو بخوای اینو بپوشی منم اینو میپوشم دیگه خود دانی
دوروک: اصلا نمیزارم اینو بپوشی باشه منم اینو نمی پوشم بدرک
آسیه:خب بریم بخوابیم من خوابم میاد
دوروک: باشه عشقم بریم
(کسانی که هنوز ازدواج نکردن با هم زندگی نمیکنن)
تولگا داد میزنه
لیلا هم میترسه جیغ می زنه
لیلا:وای چی شده ؟
تولگا:این چه سر و ریختیه دختر؟
لیلا:اها اینو میگی ، وای داداش سکته کردم گفتم چی شده ، این ماسک صورته دیگه
تولگا:وای دختر فکر کردم جنی چیزیه
لیلا:وا داداش الان اگه جمیله بود که میشد خوشگل ترین دختر دنیا ولی به من اینطور میگی
تولگا:چون جمیله توی هر حالتی خوشگله نه مثل تو
لیلا:😐
گوشی تولگا زنگ میخوره
تولگا:الو عشقم
جمیله: مزاحم که نشدم
تولگا:نه چه مزاحمی تو مراحمی عزیزم
لیلا:😒 بدرک بزار منم زنگ بزنم به عشقم
- ۵.۶k
- ۲۸ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط