بازی
"بازی"
🕶part:30🕶
کیوکو آستین های پیرهن سفیدش که تضاد فوق العاده قشنگی با شلوار مشکیش ایجاد کرده، زد بالا و رگ های برجسته اش که روی دست سفیدش میدرخشیدن نمایان شد
قطعا هرکسی محو این افسانه ی زیبایی میشد
و از همه مهمتر قدرت هایی که این مرد داشت ازش یک اسطوره ی واقعی میساخت
درحالیکه پسرک با فکر مشت زدن به کیوکو میدوید سمتش....با لگدی تو شکمش از طرف کیوکو مواجه شد که هیچ تفاوتی با درد فرو کردن چاقو نبود
لعنتی خیلی لگد قوی ای بود
پسرک دیگه نمیتونست از جاش تکون بخوره....حتی نمیتونست خونی که تو دهنش رو تف کنه
چقدر دردناک!
و اما کلودی!...
مگه میشد یک پسرک بتونه ریزترین آسیب رو به بوکسور رتبه یک ایتالیا برسونه
واقعا فکر احمقانه ای بود
کلودی قدر خارق العاده ای داشت...این مهارت و قدرت ها مثل گیاهی که سریع الرشدِ...در وجودش بیشتر و بیشتر میشدن
پس یک پسرک تازه به دوران رسیده کاری از پیش نمیبرد
طولی نکشید که کلودی مشتی به دهن پسرک زد
به طوریکه پسرک مطمئن بود به غیر از دندون هاش کل فکش هم شکست
اون کلودی بود....ملکه ی مشت های محکم
و در آخر....میمونه جیمین و پسری که نقش پسر مارتین رو داره...ولی آیا واقعیت داره؟
هیچی مشخص نیست
مهارت های جیمین تو این ۲ ماه خیلی افزایش یافته...پس انداختن این پسرک روبه روش روی زمین کار چندان زیادی نداشت
چشم های کشیده اش رو به پسرک داد و با پا لگد زیبایی رو نثار پسرک کرد
بسیار زیبا بود!
جیمین پسری که یک زمانی بسیار مهربون و بی آزار بود...الان درآوردن خون... براش مثل آب خوردن بود
احساس خوبی داشت ازینکه اینقدر پیشرفت کرده
و از همه مهمتر آسیبی به چهره ی زیبا و بدن ورزیده اش نرسید
باند شوگا تونست همه ی باند مارتین رو نابود کنه...
شوگا و مارتین...دوتا مافیایی که جهان بهشون لقب "شیطان های قدرت" رو دادن
الان این دوتا قرار بود باهم مبارزه ای داشته باشن!
قطعا یکی از مهمترین رویداد مافیا خواهد بود
و اگه یکیشون میمرد...هیچ مافیایی نمیتونه اینو فراموش کنه
از بزرگترین اتفاقاتی که میتونه برای دنیای مافیا رخ بده
جنگ دو باند قدرتمنده
و الان؟
شوگا و مارتین باهم مبارزه داشتن...ممکن بود کل باندشون هم باهم مبارزه کنن...یا به این چند نفر تو حیاط اکتفاف کنن؟
الان تنها چیزی که در ذهن شوگا میگذره...نابود کردن مارتینِ!
اما چرا؟
🕶part:30🕶
کیوکو آستین های پیرهن سفیدش که تضاد فوق العاده قشنگی با شلوار مشکیش ایجاد کرده، زد بالا و رگ های برجسته اش که روی دست سفیدش میدرخشیدن نمایان شد
قطعا هرکسی محو این افسانه ی زیبایی میشد
و از همه مهمتر قدرت هایی که این مرد داشت ازش یک اسطوره ی واقعی میساخت
درحالیکه پسرک با فکر مشت زدن به کیوکو میدوید سمتش....با لگدی تو شکمش از طرف کیوکو مواجه شد که هیچ تفاوتی با درد فرو کردن چاقو نبود
لعنتی خیلی لگد قوی ای بود
پسرک دیگه نمیتونست از جاش تکون بخوره....حتی نمیتونست خونی که تو دهنش رو تف کنه
چقدر دردناک!
و اما کلودی!...
مگه میشد یک پسرک بتونه ریزترین آسیب رو به بوکسور رتبه یک ایتالیا برسونه
واقعا فکر احمقانه ای بود
کلودی قدر خارق العاده ای داشت...این مهارت و قدرت ها مثل گیاهی که سریع الرشدِ...در وجودش بیشتر و بیشتر میشدن
پس یک پسرک تازه به دوران رسیده کاری از پیش نمیبرد
طولی نکشید که کلودی مشتی به دهن پسرک زد
به طوریکه پسرک مطمئن بود به غیر از دندون هاش کل فکش هم شکست
اون کلودی بود....ملکه ی مشت های محکم
و در آخر....میمونه جیمین و پسری که نقش پسر مارتین رو داره...ولی آیا واقعیت داره؟
هیچی مشخص نیست
مهارت های جیمین تو این ۲ ماه خیلی افزایش یافته...پس انداختن این پسرک روبه روش روی زمین کار چندان زیادی نداشت
چشم های کشیده اش رو به پسرک داد و با پا لگد زیبایی رو نثار پسرک کرد
بسیار زیبا بود!
جیمین پسری که یک زمانی بسیار مهربون و بی آزار بود...الان درآوردن خون... براش مثل آب خوردن بود
احساس خوبی داشت ازینکه اینقدر پیشرفت کرده
و از همه مهمتر آسیبی به چهره ی زیبا و بدن ورزیده اش نرسید
باند شوگا تونست همه ی باند مارتین رو نابود کنه...
شوگا و مارتین...دوتا مافیایی که جهان بهشون لقب "شیطان های قدرت" رو دادن
الان این دوتا قرار بود باهم مبارزه ای داشته باشن!
قطعا یکی از مهمترین رویداد مافیا خواهد بود
و اگه یکیشون میمرد...هیچ مافیایی نمیتونه اینو فراموش کنه
از بزرگترین اتفاقاتی که میتونه برای دنیای مافیا رخ بده
جنگ دو باند قدرتمنده
و الان؟
شوگا و مارتین باهم مبارزه داشتن...ممکن بود کل باندشون هم باهم مبارزه کنن...یا به این چند نفر تو حیاط اکتفاف کنن؟
الان تنها چیزی که در ذهن شوگا میگذره...نابود کردن مارتینِ!
اما چرا؟
- ۵.۱k
- ۰۸ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط