{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشتباه آخرمان این بود

اشتباه آخرمان این بود
آغوشمان را تا کردیم
گذاشتیم در چمدان هایمان،
تا همدیگر را، بغل نکنیم...
دست هایمان را
در گلدان کاشتیم ،
تا برای هم دست تکان ندهیم...
و دهانمان را
ریختیم برای پرنده ها
تا از هم خداحافظی نکنیم...
بعد با پاهایی که خودش را روی زمین میکشید
تا به معشوقه اش برگردد
بی رحمانه، همدیگر را ترک کردیم...
اشتباه آخرمان این بود:
میخواستیم پایان این داستان باز بماند
شاید یک روز
تنهایی مارا به هم برگرداند
تا دوست داشتنمان را ازهم پس بگیریم!
*
چمدان را در راه دزدیدند
و آغوشمان سهم غریبه ای شد که دوستش نداشتیم...
دست هایی که در خاک دفن کرده بودیم،
تازه جوانه زده بود،
که یادمان افتاد چشم هایمان را در آخرین دیدار جا گذاشته ایم...
*
عشق چیزی از ما باقی نگذاشت،
ما اما،
دینمان را به عشق ادا کردیم...
هرجای دنیا پرنده ای بخواند،
دهان ماست
که از بغض هایمان
شعر گفته است
#اهورا_فروزان
دیدگاه ها (۸)

اشتباه آخرمان این بودآغوشمان را تا کردیم گذاشتیم در چمدان ها...

اشتباه آخرمان این بودآغوشمان را تا کردیم گذاشتیم در چمدان ها...

اشتباه آخرمان این بودآغوشمان را تا کردیم گذاشتیم در چمدان ها...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿هزار درد فرستادیم به جان، لیکنچو آمدی...

امام على عليه السلام:هنگامی که باران حسادت ببارد، فساد می رو...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿در این سرای بی‌کسی کسی به در نمی‌زندب...

دلم میخواست بهش بگم هنوزم دوسش دارم...که هنوزم براش میمیرم.....

چقدر غم در این جمله ست؛"از این همه کتاب شعر،یک بیتش را برای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط