انتقام خونین
انتقام خونین
پارت۱۶
(در گوش هم)
پسرارو........
پسرارو اذیت کنیم
نازنین :اوکی
رومینا:ببین وقتی اومدن من تورو هول میدم توهم دستمو بگیر باهم می افتیم توی آب
نازنین:اوکی منم می تونم نفسمو زیر آب حبس کنم
رومینا:چه خوب پس آماده باش
نازنین:اوکی
(در گوش هم صحبت کردن تموم شد)
(یک دقیقه بعد پسرا اومدن)
رومینا:خب حالا وقتشه
نازنین:یک دو سه(جیغ آروم)
ویو آرام
اومدیم بیرون دیدم دخترا داشتن می افتادم توی آب
اتمام ویو آرام
(بقیه هم افتادن دخترا رو دیدن جز یونگی و جیمین)
کوک تا اون وضع رو دید رفت سراغ نازنین تا نجاتش بده
(کوک نازنین رو آورد بیرون)
نازنین هم برای اینکه نقشش بهتر بشه خودشو زد به نگرانی برای رومینا که افتاده توی آب
جیهوپ هم سریع رفت برای نجات رومینا رومینا وقتی اومد بالا به فکر فرورفته بود که چرا جیمین ویونگی نجاتش ندادند تا اینکه نگاهش افتاد به جیمین ویونگی داشتن باهم صحبت می کردن(البته پسرا هم کلی داد و بیداد کردن) یعنی واقعا نشنیدن
همه جز جیمین ویونگی دورمون جمع شده بودن
کوک نازنین رو برد توی اتاقش (سوعیت برگ اجاره کرده بودن)(توی گوشی من کلمه درست نیستش برای سوعیت برای همین غلط نوشته می شود)
رومینا:ممنون هوپی
وی :حالت خوبه
رومینا:توهم راستی چرا نرفتی بینید حال نازنین خوبه
آرام:کوک مارو میکشه
رومینا:اها راه درست می گی ( رومینا داشت بلند میشد که دلش درد گرفت و آخ ریزی گفت وتنهایی رفت اتاقش)
دقیقا از بقل جیمین ویونگی رد شد که اونا رومینا رو دیدن
یونگی:رومینا کجا میری
رومینا:ب ت چ (سرد)
رفت اتاقش
ویو رومینا
هعییی دلم درد میکنه برم حموم (بعد از حموم)ایییی خداااااا چرا الان باید پر~یود شم هااااااا گوه توی شانس(هق یعنی گریه)هقققق اییی کمرمممممم
فقط یک پ~د داشتم اون و گذاشتم بعدش هم سریع لباس پوشیدم تابرم از فروشگاه بقل سوعیت پ~د وبه داد و بیداد های پشت سرم دقت نکردم چند تا بسته گرفتم و اومدم خونه
(عکس لباسشو میذارم)
نازنین :معلوم هستش کجایییی(داد)
رومینا:سر من داد نزن(بغض)نازی
نازنین:هوم
رومینا:من من حالم خوب نی
نازنین :چت شده
(نازنین رومینا رو برد توی اتاق خود رومینا)
رومینا:من....می..من پر~یود شدم
نازنین :اخی استراحت کن تو نبودی غذا خوردیم برای توهم گذاشتیم کنار الان برات میارم
رومینا:مرسی ....آخ کمرمممممم
نازنین :باش
نازنین رفت ی..............
تا ادامه ی پارت بعد منتظر بمانید 😁😁🖐️🖐️
پارت۱۶
(در گوش هم)
پسرارو........
پسرارو اذیت کنیم
نازنین :اوکی
رومینا:ببین وقتی اومدن من تورو هول میدم توهم دستمو بگیر باهم می افتیم توی آب
نازنین:اوکی منم می تونم نفسمو زیر آب حبس کنم
رومینا:چه خوب پس آماده باش
نازنین:اوکی
(در گوش هم صحبت کردن تموم شد)
(یک دقیقه بعد پسرا اومدن)
رومینا:خب حالا وقتشه
نازنین:یک دو سه(جیغ آروم)
ویو آرام
اومدیم بیرون دیدم دخترا داشتن می افتادم توی آب
اتمام ویو آرام
(بقیه هم افتادن دخترا رو دیدن جز یونگی و جیمین)
کوک تا اون وضع رو دید رفت سراغ نازنین تا نجاتش بده
(کوک نازنین رو آورد بیرون)
نازنین هم برای اینکه نقشش بهتر بشه خودشو زد به نگرانی برای رومینا که افتاده توی آب
جیهوپ هم سریع رفت برای نجات رومینا رومینا وقتی اومد بالا به فکر فرورفته بود که چرا جیمین ویونگی نجاتش ندادند تا اینکه نگاهش افتاد به جیمین ویونگی داشتن باهم صحبت می کردن(البته پسرا هم کلی داد و بیداد کردن) یعنی واقعا نشنیدن
همه جز جیمین ویونگی دورمون جمع شده بودن
کوک نازنین رو برد توی اتاقش (سوعیت برگ اجاره کرده بودن)(توی گوشی من کلمه درست نیستش برای سوعیت برای همین غلط نوشته می شود)
رومینا:ممنون هوپی
وی :حالت خوبه
رومینا:توهم راستی چرا نرفتی بینید حال نازنین خوبه
آرام:کوک مارو میکشه
رومینا:اها راه درست می گی ( رومینا داشت بلند میشد که دلش درد گرفت و آخ ریزی گفت وتنهایی رفت اتاقش)
دقیقا از بقل جیمین ویونگی رد شد که اونا رومینا رو دیدن
یونگی:رومینا کجا میری
رومینا:ب ت چ (سرد)
رفت اتاقش
ویو رومینا
هعییی دلم درد میکنه برم حموم (بعد از حموم)ایییی خداااااا چرا الان باید پر~یود شم هااااااا گوه توی شانس(هق یعنی گریه)هقققق اییی کمرمممممم
فقط یک پ~د داشتم اون و گذاشتم بعدش هم سریع لباس پوشیدم تابرم از فروشگاه بقل سوعیت پ~د وبه داد و بیداد های پشت سرم دقت نکردم چند تا بسته گرفتم و اومدم خونه
(عکس لباسشو میذارم)
نازنین :معلوم هستش کجایییی(داد)
رومینا:سر من داد نزن(بغض)نازی
نازنین:هوم
رومینا:من من حالم خوب نی
نازنین :چت شده
(نازنین رومینا رو برد توی اتاق خود رومینا)
رومینا:من....می..من پر~یود شدم
نازنین :اخی استراحت کن تو نبودی غذا خوردیم برای توهم گذاشتیم کنار الان برات میارم
رومینا:مرسی ....آخ کمرمممممم
نازنین :باش
نازنین رفت ی..............
تا ادامه ی پارت بعد منتظر بمانید 😁😁🖐️🖐️
- ۶۹
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط