{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش این بهــــــــــار

کاش این بهــــــــــار
از هر درخت
آلوچه ی خنده های تو سبز شود
بعد من این اسفند را دود که نه
مدام بوس کنم
تا چشم بخورم
تا چشم خدا به من بخورد و ببیند
مثل کودکی کم طاقت
چطور بی تاب چیدن توام ...

تا چشم خدا به من بخورد
و ببیند تو تنهااا
وسوسه ی هزار باغ آلوچه ای در من ....

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‎‌
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌
دیدگاه ها (۰)

در میان چارچوب قاب بارانْ خوردهٔ اسفندخیرگی از دیدن یک اتفاق...

صبح یعنی آغاز یک سبد شعر ،ترانه، آوازصبح یعنی که بخندی با نا...

پرسه در جنگل... بعدازظهر...آفتاب کم‌کم ملایم‌تر شده بود.ات ر...

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟑جونگ‌کوک برای چند ثانیه هیچ ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط