من شادیت را می خواستم
من شادیت را می خواستم
با من یا بدون من هیچ فرقی نمی کند
وقتی که چشمانم به حقایقی روشن باز می شود چطور می توانم آنها را کتمان کنم؟؟؟
با من تنها زجر می کشی و عذاب می بینی فحش می دهی
درست همان لحظه ای که جای مرا دیگری می گیرد ... .
خنده ها آغاز می شود
قهقهه ها و سرخ شدنها و داغ شدنها
توضیح نمی دهم
خودت خوب می دانی چه می گویم ... .
تا به حال تنهاییت را من پر می کردم اما حالا ...
اسم نمی برم
دیگر سراغ من نیا چون دیگر من ان منه سابق نیستم
خودت خوب می دانی چه می گویم ...
با من یا بدون من هیچ فرقی نمی کند
وقتی که چشمانم به حقایقی روشن باز می شود چطور می توانم آنها را کتمان کنم؟؟؟
با من تنها زجر می کشی و عذاب می بینی فحش می دهی
درست همان لحظه ای که جای مرا دیگری می گیرد ... .
خنده ها آغاز می شود
قهقهه ها و سرخ شدنها و داغ شدنها
توضیح نمی دهم
خودت خوب می دانی چه می گویم ... .
تا به حال تنهاییت را من پر می کردم اما حالا ...
اسم نمی برم
دیگر سراغ من نیا چون دیگر من ان منه سابق نیستم
خودت خوب می دانی چه می گویم ...
- ۲.۴k
- ۲۷ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط