دوپارتی تهکوک

دوپارتی # تهکوک

پارت آخر
ویو ات
که هیچی نفهمیدم و سیاهی.....

چند مین بعد
ویو ات
اخخخ من کجام؟؟ اینجا کجاست ؟؟ دیدم اون دوتا آقا دارن میان سمتم

تهیونگ: به به خانم کوچولو بیدار شدی( پوزخند)
جونگکوک: چه عجب تو بیدار شدی لیدی ( هات)
ات: از من چییی میخاین ( ترسیده)
تهیونگ: جواب آسونه...
جونگکوک: خودتو لیدی
ات: ( شک و تعجب)
تهیونگ: بیبی چرا تعجب میکنی ( بم)
جونگکوک: فکر فرارم از سرت بیرون کن نمیتونی فرار کنی و اگر فرار کنی....‌.( پوزخند)
تهیونگ: تنبیه میشی (پوزخند)

( و از اونجا اومدن بیرون)
ویو ات
بیخیال حرفشون شدم و فرار کردم تقریباً تونستم که دو نفر صدام کردن اوه اوه ا اونا بودن


جونگکوک: کجا با این عجله....
تهیونگ رو به بادیگارداش: بگیرینش
ات: نه نه...ولم کنیننن...ولم کنین

ویو راوی
وقتی رسیدن عمارت تهیونگ و جونگکوک اتو بردن تو اتاق و ( اصمات توی کامنت)

جونگکوک و تهیونگ: روانیتم عاشقتم
ات: منم دوستون دارم

پایان 💫
دیدگاه ها (۲)

یه فحشی توی قیافه کوک بود 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣💔

😏❤️‍🔥

دوپارتی# درخواستی از تهکوکوقتی بزرگترین مافیا جهانن و عاشقت ...

[love triangle][مثلث عشقی] P4(فلش بک) ات: ست بیول میای بریم ...

☆سادیسمی منp/³

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط