دوپارتی درخواستی از تهکوک
دوپارتی# درخواستی از تهکوک
وقتی بزرگترین مافیا جهانن و عاشقت میشن و میدزدنت و....اهم اهم 📿
پارت ۱
ویو ات
همینطور نشسته بودم روی صندلی و منتظره سفارشم بودم چه کافه قشنگی بود خیلی احساس آرامش میکردم چون فقط من میرفتم اونجا که صدایه در امد و توجهم به در جلب شد دو آقای جذاب و هات امدن تو و یه میز از من جلو تر بودن همینطور داشتم نگاهشون میکردم ا انگار واقعا عاشق شدم
(ویو به جونگکوک و تهیونگ)
جونگکوک: عه تهیونگ
تهیونگ: جانم
جونگکوک: میگم اون دختره میز عقبی هست
تهیونگ: خب
جونگکوک: م...من
تهیونگ: تو چی ؟؟
جونگکوک: من عاشقش شدم
تهیونگ: خب راستش منم
چند مین بعد
ویو ات
از کافه زدم بیرون خیلی حسه بهتری داشتم که.......
بقیشو فردا میزارم ❤️
وقتی بزرگترین مافیا جهانن و عاشقت میشن و میدزدنت و....اهم اهم 📿
پارت ۱
ویو ات
همینطور نشسته بودم روی صندلی و منتظره سفارشم بودم چه کافه قشنگی بود خیلی احساس آرامش میکردم چون فقط من میرفتم اونجا که صدایه در امد و توجهم به در جلب شد دو آقای جذاب و هات امدن تو و یه میز از من جلو تر بودن همینطور داشتم نگاهشون میکردم ا انگار واقعا عاشق شدم
(ویو به جونگکوک و تهیونگ)
جونگکوک: عه تهیونگ
تهیونگ: جانم
جونگکوک: میگم اون دختره میز عقبی هست
تهیونگ: خب
جونگکوک: م...من
تهیونگ: تو چی ؟؟
جونگکوک: من عاشقش شدم
تهیونگ: خب راستش منم
چند مین بعد
ویو ات
از کافه زدم بیرون خیلی حسه بهتری داشتم که.......
بقیشو فردا میزارم ❤️
- ۱.۱k
- ۰۷ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط