دونفر در یک قلب پارت
☆دونفر در یک قلب پارت۳☆
+یومه رفت به خونه و دید یوما مثل همیشه نشسته رو مبل و داره با گوشیش ور میره +
یوما: سلام خوبی کوچولو؟(با لبخند)(خدا نصیب منم کنه از همچین برادرایی 🗿🎀✨)
یومه: خوبم داداشی راستی قراره با هاروکاو داداشاش بریم خرید میای؟
یوما: معلومه برو حاظر شو منم اماده میشم
+یومه رفت تو اتاقش دوش گرفت و حاظر شد(عکس لباساش رو میذارم) و اومد بیرون و یوما هم اماده شده بود پس باهم راه اوفتادند و رفتن خونه هارو در زدن و دیدن همهشون حاظرن پس راه اوفتادند و رفتن مرکز خرید و هاروکا و یومه چند تا لباس انتخاب کردن +
+یومه رفت به خونه و دید یوما مثل همیشه نشسته رو مبل و داره با گوشیش ور میره +
یوما: سلام خوبی کوچولو؟(با لبخند)(خدا نصیب منم کنه از همچین برادرایی 🗿🎀✨)
یومه: خوبم داداشی راستی قراره با هاروکاو داداشاش بریم خرید میای؟
یوما: معلومه برو حاظر شو منم اماده میشم
+یومه رفت تو اتاقش دوش گرفت و حاظر شد(عکس لباساش رو میذارم) و اومد بیرون و یوما هم اماده شده بود پس باهم راه اوفتادند و رفتن خونه هارو در زدن و دیدن همهشون حاظرن پس راه اوفتادند و رفتن مرکز خرید و هاروکا و یومه چند تا لباس انتخاب کردن +
- ۴.۷k
- ۱۰ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط