از پشت خانهء من هر صبح
از پشت خانهء من هر صبح
قطاری می گذرد
و مردی را با خود می برد
که روزی عاشق موهای سیاه ِ سیاه من بود ..
که روزی تمام دنیای ِ من بود
نمی دانم
نمیخواهم بدانم
این قطار او را به کجا می برد
ولی میدانم
که از من
و دنیای من
دورتر
و دورتر
و دورتر
می شود ...
قطاری می گذرد
و مردی را با خود می برد
که روزی عاشق موهای سیاه ِ سیاه من بود ..
که روزی تمام دنیای ِ من بود
نمی دانم
نمیخواهم بدانم
این قطار او را به کجا می برد
ولی میدانم
که از من
و دنیای من
دورتر
و دورتر
و دورتر
می شود ...
- ۳۵۱
- ۰۴ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط