آغوش بگشا

آغوش بگشا...
تن وحشی گداخته ام را...
در میانه ی بازوانت...
رام کن ...
آرام کن ...
این روزها
بسان دوزخی شده ام...
که راه می رود ...
#عارف_اخوان
دیدگاه ها (۶)

عشق مانند باد استنمی توانی آن را ببینی اما می توانی حسش کنی

«دوستت دارم» ‌و ‌این حرف کمی ‌سنگین استلااقل لطف‌ کن و یک ‌ط...

نگران نباشبعد از رفتنت اتفاقی نمی‌ افتددیگر“کمی مردن” که کسی...

مرا در آغوش بگیرکه هیچ کجاخانه خود آدم نمی شود...

عاشقانه های شبنم

ای قرمز مشوّش، در آبیِ رها!‏در آب رودخانه رسیدند انارها؟ بار...

برو بمیربمیر بمیر بمیر بمیر بمیر تو لیاقت شونو نداری! فقط ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط