{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌کاش همان بارِ اول که دیدمت،

‌کاش همان بارِ اول که دیدمت،
همان جا پیشانی ات را میبوسیدم
و از این جمله های معروف میگفتم...:
"عزیزِ من...ما به دردِ همدیگر نمیخوریم..."
و تمام
اما ادامه ات دادم...
و اشتباه هم ادامه ات دادم...
"خیلی از لباسها،فقط توی اتاق پُرُو قشنگ اند...
نباید انتخابشان کرد..."
دیدگاه ها (۷)

بلند بگو آمییییییییییین..خخخخ

دقیقا..

خخخ

خخخ

خوشحالم که همتون متوجه این قضیه شدید چون این بار دروغ روی دو...

مردی در ساحل...[پارت یازدهم]چند روز بعد...مثل همیشه...ات و ی...

پارت نوزدهمزمستان سردی بود. شب. برف پشت پنجره‌ی اتاق‌شان آرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط