{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غم انگیز ترین حالت رفتن را

غم انگیز ترین حالت رفتن را
فقط در تو دیده ام
آنچنان رفتی
که حتی رد قدمهایت از یاد کوچه نرفته
با رفتنت به مه غلیظ شبیه شدم
آسمانم دیگر خورشید به خویش ندید
رویاهایم کابوسهایی بی تعبیرست که
هر شب تکرار می شوند
بی تو
نه بوی خاک نجاتم داد
نه شمارش ستاره ها تسکینم
چرا صدایم کردی
چرا ؟!
سراسیمه و مشتاق
سالها بیهوده در انتظار تو ماندم و نیامدی
رفتی و دیگر در هیچ فصلی باران نبارید
بعد از رفتنت طوری در انزوای واژه ها تنها مانده ام
که حتی قلم هم به فریادم نمیرسد
چه دردیست مرگ اشعارم
دیدگاه ها (۲۰)

جمعه ها نزدیکم بمان.یک هفته تمام مینشینم خیره به تقویم روی د...

مهربانمچگونه ازدلتنگیهایم بگویمچگونه تلخی و درد بی تو شکستن ...

عجیب خسته ام...هنوز کابوس رفتنت را بیدار نشده امبا وجود این ...

نیستی‌، خانه لج کرده...بهانه‌ات را می‌گیرد و دل به زندگی نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط