این بار با دست پر اومدم

این بار با دست پُر اومدم ^^
ی رمانه جدید
قوی تر از رمانای قبلی
خیلی خیلی قوی تر
تنها چیزی ک لازم دارم حمایتای شماس ،
کامنتای قشنگتون
و دنبال کردن رمان
اینا بهم انرژی نوشتن میده
بابت رمان قبل واقن متسفم
قول میدم اینو تموم کنم حتما
شما فقط مثل قبل پشتم باشید
کمکتون قوی تر میکنه منو !
اسم رمان جدید هنوز مشخص نیست
قسمت اول و دومش رو الان میزارم
عکس شخصیتارو هم میخوام خودتون انتخاب کنید
بعد از اینکع چند قسمت از رمانو خوندید اگه عکس از دخدر و پسر خوشگلی داشتید با #رمان_کده پستش کنید ، بعد خودتون به عکسای خودتون رای میدید و شخصیتا مشخص میشن
اسم رمان رو هم میگم اگ صبر کنید
اگه پیشنهادی درباره اسم داشتید بهم بگید
و مطمئن باشید نظرتون هرچی باشه واسع من قشنگه !
دوستون دارم ، کوثر !
دیدگاه ها (۱۱)

[1]وقتی به گذشته ی زندگیِ خسته کنندم نگاه میکنم ، شروع تمام ...

[۲]برای چند لحظه از کسری بدم اومد ، پسرایی امثال اون به هزار...

سحر:اگه اسم بودم :سحر (خودشیقته )اگه رنگ بودم:زرداگه میوه بو...

×قسمت سیزدهم×پارت سهرسیده بودیم به یه فضای سبزمحمد راهنما زد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط