تورفتی باخدا باشی خدا در

تورفتی باخدا باشی، خدا در
چشم من گم شد
از آن وقتی که تسبیح خودم
را گردنت کردم

تمام خاطراتت را همان روزی
که میرفتی
به قلبـم دوختم سنجاق بر
پیراهنت کردم
..
دیدگاه ها (۱)

ای شعرِ من از نم نم آواز دو چشمت آغاز سخن بسته به آغاز دو چش...

دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشوی که بیایی و در این تنگیِ دل...

گم کن مرا میان آغوشت🙃 ♥ آن‌جا که امن‌ترین جای جهان است

#عشق همدیگر را فهمیدن و حس کردن است، نه یکی شدن! ما نیمه‌ی م...

وقتی میخوان گردنت و کبود کنن و تو نمیزاری یه روزی عصبانی می...

بهرام:خدایا…دیگه نمی‌خوام ببینمت.خجالت می‌کشم پیشِ مردم ازت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط