{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردی به استخدام یک شرکت بزرگ چندملیتی درآمد. در اولین روز

مردی به استخدام یک شرکت بزرگ چندملیتی درآمد. در اولین روز کار خود، با کافه تریا تماس گرفت و فریاد زد:
«یک فنجان قهوه برای من بیاورید.»

صدایی از آن طرف پاسخ داد: «شماره داخلی را اشتباه گرفته ای. می دانی تو با کی داری حرف می زنی؟»

کارمند تازه وارد گفت: «نه»
صدای آن طرف گفت: «من مدیر اجرایی شرکت هستم، احمق.»

مرد تازه وارد با لحنی حق به جانب گفت:
«و تو میدانی با کی حرف میزنی، بیچاره.»
مدیر اجرایی گفت: «نه»
کارمند تازه وارد گفت: «خوبه» و سریع گوشی را گذاشت
دیدگاه ها (۱)

زمانی حرف بزن،که ارزش حرفت بیشتر از سکوتت باشدو زمانی دوست ا...

تنها زمانی صبور خواهی شدکه صبر را یک قدرت بدانینه یک ضعفآنچه...

ظرف_عسلروزی یک کشتی پراز عسل در ساحل لنگر انداخت وعسلها درون...

ته حسرت !!!!!

***ابریشم نیمه شب***### پارت دوم: سایه‌ی کالوین کلاین**(صحنه...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part⁵﴿ویو ات﴾تمام سالن در سکوت فرو رفته بود....

آپدیتا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط