{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرد شد آتش عشقی که به قلبم دادی

سرد شد آتش عشقی که به قلبم دادی
رفتم از کویِ دلت آن مثلا آبادی
تک و تنهاست دلم،لیک بمان با دگران
نیست بر تو حرجی،خانه ی بی بنیادی
خشت خشت دلت از یک هوس ناپاک است
خصلت عشق تو این است که حزب بادی
روی آب است همه حرف و همه احساست
کلا از قید همه رابطه ها آزادی
دل شکستن هنری نیست ولی شکر خدا
گوییا این هنر توست،خوش استعدادی
دیدگاه ها (۶)

دلتنگی می دانی چیست؟!غرق شدن در یادت،فکر به صدایت،و مرور هر ...

عزیز بارانی من رد نگاهت را خوانده بودممعلق در هوایی شدم که ن...

نیمه شبها تا سحرگاهان ثنایت میکنم در قنوت درد و تنهایی دعایت...

مــن امشـب بــر آنـم كـه در حال مستيدر آغــوشت آيــم بـه هــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط