{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیمه شبها تا سحرگاهان ثنایت میکنم

نیمه شبها تا سحرگاهان ثنایت میکنم
در قنوت درد و تنهایی دعایت میکنم
رفتی و از دیدگانم دایماً غم میچکد
با همین حالی که دارم جان فدایت میکنم
در خیالم می نشینی بارها مثل نسیم
گفتگوها با تو و پیک صبایت میکنم
گرچه دور از دیدگانی با خیالت دلخوشم
زندگانی با گل رنگ قبایت می کنم
گر بدانم روزگاری میکنی بر من گذر
فرش جانم را گلیم زیر پایت میکنم
دیدگاه ها (۴)

سرد شد آتش عشقی که به قلبم دادیرفتم از کویِ دلت آن مثلا آباد...

دلتنگی می دانی چیست؟!غرق شدن در یادت،فکر به صدایت،و مرور هر ...

مــن امشـب بــر آنـم كـه در حال مستيدر آغــوشت آيــم بـه هــ...

مامان! تمام زندگی‌اَم درد می‌کنددارد چه کار با خودش این من م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط