بدون مخاطب
بدون مخاطب ⬇ ⬇ ⬇ ⬇
بغلم کن ک هوا سوزِ فراوان دارد
بدنِ یخ زده ام حالِ پریشان دارد
مثل بیدی تنم از سوزِ هوا میلرزد
امشب اغوش تو پر از مهر تومهمان دارد
لب به روی لبِ سرما زده ی من بگذار
لبت امشب به خدا مزّه دوچندان دارد
حسرت داغیِ آغوش تو بیمارم کرد
تبِ من با لب تو چاره و درمان دارد
بغلم کن ک در اغوش تو ارام شوم
روحِ سرگشته ی من میل به طغیان دارد
لحظه ای از من اگر دور شوی میمیرم
بی تو این زندگی اصلا مگر امکان دارد
بغلم کن ک هوا سوزِ فراوان دارد
بدنِ یخ زده ام حالِ پریشان دارد
مثل بیدی تنم از سوزِ هوا میلرزد
امشب اغوش تو پر از مهر تومهمان دارد
لب به روی لبِ سرما زده ی من بگذار
لبت امشب به خدا مزّه دوچندان دارد
حسرت داغیِ آغوش تو بیمارم کرد
تبِ من با لب تو چاره و درمان دارد
بغلم کن ک در اغوش تو ارام شوم
روحِ سرگشته ی من میل به طغیان دارد
لحظه ای از من اگر دور شوی میمیرم
بی تو این زندگی اصلا مگر امکان دارد
- ۱.۲k
- ۰۶ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط