{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز جلو مسجد وایستاده بودم رو درش نوشته بود: اگه از گنا

امروز جلو مسجد وایستاده بودم رو درش نوشته بود: اگه از گناه خسته شدی وارد شو

.
.
.
خیلی خوشم اومد...
.
.
.
یه دختر زیرش نوشته بود اگه خسته نشدی با این شماره تماس بگیر.
از این بیشتر خوشم اومد...!!!
:-)
دیدگاه ها (۳)

!گیسوانت زیر باران، عطر گندمزار... فکرش را بکن!با تو آدم مست...

یک روز دختری خواهم داشت شبیه خودمبا چشمهایی که همه دنیایش از...

شاهزاده ای تصمیم گرفت ازدواج کند ، و موضوع را به وزیر دربار ...

تصور ﮐﻦ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﻗﺪﻡ ﻣﯿﺰﻧﯽ ،ﯾﻬﻮ ﯾﻪ ﺗﺎﺑﻠﻮ ﺗﻮﺟﻬﺖ ﺭﻭ ﺟ...

مربی موتور سوار

سناریو پسرای اسلایترین

پارت38 قمار یا زندگی

ترجمه صحبت پایانی جونگکوک🐰راستش من از خیس شدن زیر بارون خوشم...

رمان قرارداد سرنوشت

آدم خیلی خسته میشه، کم میاره، یه وقتایی دیگه واقعاً کشش ندار...

در ون ها باز شد که با عمه هام ودوتا دیگه از عمو هام مواجه شد...

اقا اومدم یه مطلبی براتون به اشتراک بزارم من یه چند دقیقه پی...

اگه میشه این حرفم رو جدی بگیرید اگه تو سروش یا هر برنامه‌ی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط