من
من
علف ها را دیدم
سمت خدا می رفتند
رو به دریاچه نور
و همان جا که خورشید بیدار است
و دو دستان خدا باز
برای به آغوش کشیدن ها ...
و چه فرقی دارد
علفی هرز !
یا گلی از جنس بلور ! ...
تا بسویش قدم برداری
پر می شوی از بوی خوش عطر خدا
و چه غم ها پاک است و چه دلها روشن ...
و خوب می دانم
پشت پرچین ها
خانه ی پر مهر خدا
مرا میخواند
و تو ای خوب
بیا همسفر این شادی باش
علف ها را دیدم
سمت خدا می رفتند
رو به دریاچه نور
و همان جا که خورشید بیدار است
و دو دستان خدا باز
برای به آغوش کشیدن ها ...
و چه فرقی دارد
علفی هرز !
یا گلی از جنس بلور ! ...
تا بسویش قدم برداری
پر می شوی از بوی خوش عطر خدا
و چه غم ها پاک است و چه دلها روشن ...
و خوب می دانم
پشت پرچین ها
خانه ی پر مهر خدا
مرا میخواند
و تو ای خوب
بیا همسفر این شادی باش
- ۱.۵k
- ۱۷ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط