{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه غریب است که این قصه تهش باختن است

چه غریب است که این قصه تهش باختن است
چاره ی جنگِ من و دل، سپر انداختن است

آتش انداخت غمت در من و از صبر نپرس
بعدِ تو کارِ دلم سوختن و ساختن است

شاعرت هستم و تا روز قیامت دلِ من
غرق در شاعری و قافیه پرداختن است

زندگی بعدِ تو تلخ است و همه مقصدِ من
سوی مرگِ دلِ سودا زده ام تاختن است

میشوم پیر و شبی باز مرا خواهی دید
و همه دغدغه ام حسرتِ نشناختن است
دیدگاه ها (۲)

چه غریب است که این قصه تهش باختن استچاره ی جنگِ من و دل، سپر...

عاشقی یعنی که دل را باختنهیچ کس را غیر از او نشناختنگم شدن د...

#عشقعشق با نام شما در صدد تاختن استنام تو معنی دل بردن و دل ...

کار تو تا به دلم تیرِ غم انداختن است ،کار من با غم تو سوختن ...

کار تو تا به دلم تیرِ غم انداختن است ،کار من با غم تو سوختن ...

ذکر هر روز من آهنگ ِ تو را خواستن استدل به دیدار ِ تو بستن ،...

ذکر هر روز من آهنگ ِ تو را خواستن استدل به دیدار ِ تو بستن ،...

تا کنون از شعر هر تعریف شدبگذریم، اکنون به من تکلیف شدتا کن...

زهر ترین زاویـــه ی شوکرانمرگ ترین حقه ی جادوگرانداغ ترین شه...

زهر ترین زاویـــه ی شوکرانمرگ ترین حقه ی جادوگرانداغ ترین شه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط