{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر دلی،دل دادم و بیدل شدم ای نازنین

بر دلی،دل دادم و بیدل شدم ای نازنین
می ندانستم خطا باشد،دل و دلدادگی روی زمین

دل شکست از درد و حسرت،در رهش اواره شد
اتشی افتاد بر دل همچو یک دیوانه شد

تا توانی دور کن دل را ز مهر خاکیان
تا شوی لایق برای عشق با افلاکیان

شاعر ار عاشق شود،رسوای عالم میشود
چون ابو منت کش از خار بیابان میشود
دیدگاه ها (۲)

بر دلی،دل دادم و بیدل شدم ای نازنینمی ندانستم خطا باشد،دل و ...

بر دلے،دل دادم و بیدل شدم اے نازنینمن ندانستم خطا باشددل و د...

بر دلے،دل دادم و بیــدل شدم اے نازنیــنمن ندانستـم خطا باشدد...

حسن صدیق شاعر الشتری

یاد تو .....نیمه شب آواره و بی حس و حالدر سرم سودای جامی بی ...

نیمه شب آواره و بی حس و حال  در سرم سودای جامی بی زبانپرسه ا...

نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سودای جامی بی ز...

دید موسی یک شبانی را به راه کو همی گفت ای خدا و ای اله ...

نیمه شب آواره و بی حس وحالدر سرم سودای جامی بی زوالپرسه ای آ...

نیمه شب آواره و بی حس وحالدر سرم سودای جامی بی زوالپرسه ای آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط