{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز خودم و دلم عاشق یکی و دلش شدیم، ولی اون خودم و دلم

یه روز خودم و دلم عاشق یکی و دلش شدیم، ولی اون خودم و دلمو از خودش و دلش روند. دیروز با یه دسته گل اومد دیدنم با یه نگاه مهربون. گفت دلش برام تنگ شده ولی من فقط نگاش کردم، چون کاری نمی تونستم بکنم.....
فقط وقتی رفت، سنگ قبرم از اشکاش خیس شده بود.....
دیدگاه ها (۲)

.

اینقدر صبور شده ام که حتی برای رفتنت بی تابی نمی کنم...

گاه دلتنگ میشوم دلتنگتر ازهمه ی دلتنگیها، گوشه ای مینشینم وح...

لعنت به بغض... لعنت به بغضی که هروقت خواستم حرف دلمو بزنم نز...

#in_your_eyes part_85ویو کایلایک روز از مرخص شدنم گذشته بود....

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

عاشق part¹ویوات :  از خواب بیدار شدم کوک نبود الان دیگه ظهر ...

#in_your_eyespart_9۱ویو کایلا آروم چشمامو باز کردمچند ثانیه ...

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

Enemys Embrsce [ part ۲۳ ]

#معشوقه_آلفا

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 131・⁠]⁠ᕗباز صدای در...اینبار...

.قتل. پارت سوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط