{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گمشده در تو

گمشده در تو
پارت۱۰
بورا ـ بل..عه شما اینجا چیکار میکنین؟*استرسی*
کوک ـ ات چش شده؟چرا بیمارستان..*ات رو دید* ا..اتتت چیشدهه هقق*گریه*
یونگی ـ یاااا پیشییی چیشدههه؟*بغض*
تهیونگ ـ نمیخای توضیح بدی؟؟
بورا ـ....
تهیونگ ـ هاااا*داد*
بورا ـ هقق ات میخاست بیاد پیش من..هقق بعد بهم زنگ زد هق گفت برم پیشش هقق پارک سر کوچمون..منم رفتم دیگه هقق ات پخش زمینهههه ههققق*گریه*
تهیونگ ـ ینی چییی...چجوریی پ برای چییی*گریه*
یونگی ـ ییااا هقق چرا اصن رفتیی؟
ات ـ کــ...و.ک*بیحال*
کوک ـ ههههه اتتتت..خوبییی؟؟
ات ـ نه..شما چرا اینجایین؟
بورا ـ یااااا کو.نییی*داد*نمیدونی هقق چقد نگرانت شدمم*گریه*
ات ـ بیا بغلم ببینم جوجه*خنده*
بورا ـ یاا جوجه خودتی عنتر*رفت بغل ات*
یونگی ـ اهم..فک کنم ما باید بریم..
ات ـ عهه حواسم نبود...پسرا بیاین بغلم
(یونگی،تهیونگ و کوک رفتن بغل ات)
تهیونگ ـ ات..تو الان منو بخشیدی؟
ات ـ نه..
تهیونگ ـ باشه*دست ب سینه پشتشو ب ات کرد*
ات ـ بورا..میگم..ساعت چنده؟
بورا ـ ساعت ۴عه
ات ـ جدیییی*تعجب*یونگیاا تو خابت نمیاد؟
یونگی ـ خااپفف...چی کی من نههه کِی؟
ات ـ ادا در نیار..همتون برین خونه..بجز بورا..
تهیونگ ـ پ من چی؟
ات ـ توکه قهر بودی..
تهیونگ ـ معلومه...هنوزم قهرم
ـــــــــ
حیمایت؟
نیومده بودددددددد
خاک تو سرت ویسسسس
دیدگاه ها (۱)

گمشده در توپارت۱۱یونگی ـ خدافظ*اول از همه رف😂*کوک ـ اجی جونم...

گمشده در توپارت۱۲(ویو فردا) ات‌ویوبورا بغلم مث ی فرشته خابید...

گمشده در توپارت۱۵*اخر*(فینن ببینی چقد خوبم ی فیکو تو یروز گذ...

گمشده در توپارت۹بورا ـ بل..عه شما اینجا چیکار میکنین؟*استرسی...

شب تولدم پارت 13ات: جونگ چرت و پرت نگو تفنگ تو جیب تو ویو ات...

شب تولدم پارت 410 مین بعد رسیدیم عمارت جونگ کوک در رو برام ب...

Change in time / p.10

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط