{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آیدل جذاب من

آیدل جذاب من
پارت²⁵

ویو نویسنده
دختر ها با گذشت این دو هفته با اعضا صمیمی تر شدند،امروز برای آنها روزی پر مشغله بود،آنا باید تهیونگ رو برای عکاسی اماده میکرد،آلیسا باید برای کنسرت آینده برنامه‌ریزی میکرد،ات هم باید با جیهوپ دنس جدید تمرین میکرد
بچه ها بعد از آماده شدن به سمت ماشین رفتند(آنا ماشین خریده)آنا پشت فرمون نشست ات روی صندلی شاگرد و آلیسا هم پشت نشست،استارت زد و به سمت کمپانی رفتند.
آنا:بچه ها امروز خیلی کار داریم
ات:اره من تمرین جدید دارم
آلیسا:منم باید برای کنسرتی که میخوان بزارن برنامه ریزی کنم
¹⁵مین بعد به کمپانی رسیدند و باهم خدافظی کردند و هرکدام به دمبال کار خود رفتند
ویو ات
به سمت سالن دنس رفتم،چون جیهوپ بهم پیام داده بود هروقت اومدم به سالن دنس برم،در رو باز کردم و وارد شدم دیدم جیهوپ داره تیشرتش رو درمیاره،هینی گفتم که به سمتم برگشت
جیهوپ:اوه ات اومدی
ات:آ..ره یعنی سلام
تو همین حین یه تیشرت دیگه برداشت و پوشید؛قلبم تند میزد،با فکر بهش لبخندی زدم
جیهوپ:ات به چی میخندی
ات:هی..چی آنا امروز افتاد یادش افتادم خنده ام گرفت
جیهوپ:چی آنا! اوکی
لبخند ضایعی زدم،امیدوار بودم به گوش آنا نرسه چون به هفت قسمت تقسیمم میکنه
جیهوپ:خب ات آماده ای؟
ات: مثل همیشه اره
آهنگ رو پلی کردن و شروع به تمرین کردیم

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

آیدل جذاب منپارت²⁶ویو آلیسامن چون برنامه ریز بودم دفتر داشتم...

آیدل جذاب من پارت²⁷ویو آنا ⁵مین بعد تموم شد و برای آخرین بار...

آیدل جذاب من پارت²⁴ویو نویسنده دختر ها آروم در رو باز کردن ک...

آیدل جذاب من پارت²³ویو الابهم دیگه خیره شدیم،ضربان قلبم بالا...

𝓹𝓪𝓻𝓽13ات ویو رسیدیم شوگا: خب بریم بخوابیم ساعت دوازدهه هرکی ...

A love that begins with jealousy ✨part22:ویو جیهوپ: بوسه ارو...

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۴۹✦ویو تو کمپانیهمه وارد سالن تمرین شدن.مربی هنوز نیومد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط