{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آیدل جذاب من

آیدل جذاب من
پارت²⁶

ویو آلیسا
من چون برنامه ریز بودم دفتر داشتم،به سمت دفترم رفتم و نشستم و با یه عالمه کار تنها موندم،بعد از ³⁰مین تصمیم گرفتم برم و قهوه ای بخورم که از پا نیوفتم،بعد از اینکه قهوه ام رو گرفتم داشتم برمیگشتم به دفتر با جونگ کوک روبه‌رو شدم که نزدیک بود قهوه رو روی لباسش بریزم
جونگ کوک:هِی هِی،حواست کجاست؟عه آلیسا تویی
آلیسا:بب..خشید ندیدمتون
پوزخندی زد
جونگ کوک:یعنی اینقدر کوچیکم
آلیسا:نه نه منظورم این نبود
جونگ کوک:هرچی برو به کارت برس
چشمکی زد و رفت،دستمو رو قلبم گذاشتم،نزدیک بود سکته کنم؛وارد دفترم شدم تا کارهامو انجام بدم.
ویو آنا
داشتم تهیونگ رو گریم میکردم که برای گوشیم از طرف ات پیام اومد و صفحه گوشیم روشن شد،از اونجایی که گوشیم روی میز بود تهیونگ کامل گوشیم رو میدید، بک‌گراند گوشیم عکس ته بود و من کاملا این موضوع رو یادم رفته بود،بدتر از اون پیام ات بود.
تهیونگ نگاهی به گوشیم انداخت و پوزخندی زد
تهیونگ:برای گوشیت پیام اومده
آنا:الان چک میکنم
پودر فیکس رو زدم و پایین گذاشتم،فقط یکم دیگه مونده بود از گریمش؛گوشیم رو برداشتم و تازه یادم. اومد که بک‌گراند گوشیم عکس تهیونگه،لبمو گاز گرفتم که پیام ات رو دیدم
"تهیونگ باهات کاری نکرده؟😈"
نمیتونستم سرمو بالا بگیرم و نگاهش کنم،گوشیمو رو میز گذاشتم اما برعکس که اگه دوباره پیام داد تهیونگ نبینه.

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

آیدل جذاب من پارت²⁷ویو آنا ⁵مین بعد تموم شد و برای آخرین بار...

آیدل جذاب من پارت²⁸(پرش زمانی ۲ هفته بعد)(زمانی که برای تور ...

آیدل جذاب منپارت²⁵ویو نویسنده دختر ها با گذشت این دو هفته با...

آیدل جذاب من پارت²⁴ویو نویسنده دختر ها آروم در رو باز کردن ک...

ویو ات: با الارم گوشیم بیدار شدم رفتم دستشویی کارای لازم کرد...

آت :شوخی کردم باهات هانا :مگه نمی‌بینی قلب من ضعیفه آت: بله ...

شب تولدمپارت 59فصل دوم پارت 30ات: پس اگه من نبودم شما مخشو ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط