باز امشب سیل غم ها سینه ام ویرانه کرد

باز امشب سیل غم ها سینه ام ویرانه کرد
یاد تو حال مرا چون حال یک دیوانه کرد
هر دمی نقش رخت آتش به جانم می زند
هجر تو لبخند را با صورتم بیگانه کرد
روزهایم بی تو محنت بار و پر رنج و غم است
عشق چون آمد تو را شمع و مرا پروانه کرد
لذت عمرم به دوشادوش گشتن با تو بود
لیک اکنون آهِ هجران در دلم کاشانه کرد
حال ای ذات مبری، ای خدای عاشقان
دست تقدیرت دلم را بی سر و سامانه کرد
دیدگاه ها (۱۳)

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

🔴 امام زمانی بودن سخت نیست فقط جگر میخواد .اگر مردش هستی بسم...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش اول_پیش از آنی که بخواهی ا...

یا مهدی (عج)غم هجران تو ای یار مرا شیدا کردغیبت و دوری تو حا...

دیده در هجر تو شرمندۀ احسانم کردبس که شب‌ها گهر اشک بدامانم ...

دیده در هجر تو شرمندۀ احسانم کردبس که شب‌ها گهر اشک بدامانم ...

دیده در هجر تو شرمندۀ احسانم کردبس که شب‌ها گهر اشک بدامانم ...

🌷 صلی الله علیک یا مولای یاصاحب الزمان🌷 دیده در هجر تو شرمند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط