{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بود عمری به دلم با تو که تنها بِنِشینم

بود عمری به دلم با تو که تنها بِنِشینم
کامم اکنون که برآمد بنشین تا بنشینم
پاک و رسوا همه را عشق به یک شعله بسوزد
تو که پاکی بِنِشین تا منِ رسوا بنشینم
بی ادب نیستم اما پی یک عمر صبوری
با تو امشب نتوانم که شکیبا بنشینم
شمع را شاهد احوال من و خویش مگردان
خلوتی خواسته ام با تو که تنها بنشینم
من و دامان دگر از پی دامان تو؟ حاشا!
نه گیاهم که به هر دامن صحرا بنشینم
آن غبارم که گرَم از سر دامن نفشانی
برنخیزم همه ی عمر و همین جا بنشینم
ساغرم، دورزنان پیش لبت آمدم امشب
دستگیری کن و مگذار که از پا بنشینم
دیدگاه ها (۱۰۱)

بود عمري به دلم با تو که تنها بِنِشينمکامم اکنون که برآمد بن...

بود عمری به دلم با تو که تنها بِنِشینمکامم اکنون که برآمد بن...

بود عمری به دلم با تو که تنها بِنِشینمکامم اکنون که برآمد بن...

من و دامان دگر از پی دامان تو؟ حاشا!نه گیاهم که به هر دامن ص...

بود عمری به دلم با تو که تنها بِنِشینمکامم اکنون که برآمد بن...

بی ادب نیستم اما پی یک عمر صبوریبا تو امشب نتوانم که شکیبا ب...

معصومعلی مسکینی

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط